ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٥ - خطبه سيد رضى
زيادى نعمت را وابسته به مجرّد شكر دانسته است.
دوّم- در جود خداوند بخل و منعى نيست، نقص و كمبود در بنده است چون قابليّت دريافت نعمت را ندارد. هر گاه انسان با سپاسگزارى مستعد نعمت شد خداوند نعمتش را بر او افاضه مىكند و سپس به وسيله حمد و شكر استعداد پذيرش نعمت مىيابد و بر نعمتهاى سابق وى نعمتهاى جديدى افزوده مىشود تا اين كه تمام درجات كمالى كه براى او بالقوّه بود به فعليّت برسد و به درجه كروبيان برسد و در جوار فرشتگان مقرّبى كه در پيشگاه حضرت حق معتكفاند، قرار گيرد. با اين توضيح روشن شد كه حمد خدا موجب تحقق اين امور مىشود و خداوند به عين عنايت، بندگان را مورد توجّه قرار داده و آنها را مشمول رحمت واسعه خود گردانيده است.
قوله: و الصّلوة على رسوله نبىّ الرّحمة ... تا و خوى نجم طالع در توضيح مطالب بالا مىگويم: سيّد رضى، درود بر رسول خدا (ص) را هم رديف حمد خداى سبحان قرار داده است و اين از آداب دينى است كه عادت بر آن در خطبه استمرار دارد. سيّد رضى براى آن حضرت مطابق شرح زير هفت صفت ذكر كرده است.
اوّل: آن حضرت با توجّه به فرموده خداوند متعال پيامبر رحمت است: وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ [١]. توضيح و بيان رحمت بودن پيامبر به دلايل زير است:
الف- پيامبر (ص) هدايت كننده به راه راست و سوق دهنده به رضوان خداوند سبحان مىباشد به سبب هدايت آن حضرت مردم به مقاصد عالى مىرسند و وارد بهشت مىشوند و اين نهايت رحمت وجودى آن بزرگوار است.
[١] سوره انبيا (٢١): آيه (١٠٧): اى رسول ما تو را نفرستاديم مگر آن كه رحمت براى اهل عالم باشى.