ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩ - بحث هفتم در باره دلالت الفاظ مفهوم لفظ گاهى مفرد است و گاهى مركب
الف- چنانچه معنايى نهفته داشته باشد ضمير است.
ب- اگر معنايى آشكار داشته باشد علم است (علم نام شخص يا مكان شناخته شده و معروفى است مانند مدرّس و مشهد).
٥- اگر معناى اسم كلى باشد دو صورت دارد:
الف- نام براى چيستى و ماهيّت شيء است، مانند سياهى كه در اصطلاح علماى نحو اسم جنس خوانده مىشود.
ب- نام براى چيزى است كه داراى صفتى باشد، مثل لفظ ضارب براى شخص زننده اين نوع اسم را مشتق مىگويند.
بحث ششم: تقسيم لفظ به جمله خبرى، امرى و غيره.
لفظ داراى جزء (مركب) تقسيمات زير را دارد:
اوّل- لفظ مركّب اگر ذاتا قابل تصديق و تكذيب باشد آن را كلام خبرى مىگويند.
دوّم- اگر ذاتا قابل تصديق و تكذيب نباشد داراى چند وجه است:
الف- اگر به مفهوم اوّليه خود برخواست و طلب كردن چيزى دلالت كند و اين طلب از مقام بالاتر نسبت به مقام پايينتر باشد امر و فرمان گفته مىشود، و اگر خواهنده از نظر مقام بالاتر از خوانده نباشد التماس مىگويند، اگر خواهنده از نظر مقام پايينتر از خوانده باشد و با فروتنى و تضرّع بخواهد سؤال گفته مىشود.
ب- اگر به مفهوم اوّليه خود برخواست و مطالبه دلالت نداشته باشد، تمنّى (آرزو)، ترجّى (اميدوارى)، قسم (سوگند)، ندا (خواندن) ناميده مىشود.
بحث هفتم: در باره دلالت الفاظ. مفهوم لفظ گاهى مفرد است و گاهى مركّب
و در هر حال يا دلالت بر معنايى دارد و يا ندارد و به چهار قسم تقسيم مىشود: