ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٢٤ - ٣ - حضور قلب و عدم توجه به امور دنيوى در وقت تلاوت
٢- تعظيم
متكلّم- سزاوار است كه در ذهن قرائت كننده قرآن عظمت متكلّم حاضر باشد و بداند آنچه كه تلاوت مىكند كلام بشر نيست و اين كه در تلاوت كلام خدا نهايت ممنوعيّت وجود دارد. زيرا خداوند فرموده است:
«لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»، «جز پاكان به آن دست نمىزنند.» چنان كه ظاهر جلد قرآن و اوراق آن از تماس با ظاهر بدن ناپاك بايد محفوظ باشد همچنين باطن معناى كلمات عزّت و جلال از باطن قلب انسان به دور است زيرا به نور قرآن دل روشن نمىشود، مگر از هر پليدى پاك باشد و به نور عظمت خدا منوّر نمىشود مگر از تاريكى شرك به دور باشد. چنان كه هر دستى صلاحيّت مسّ جلد قرآن را ندارد، هر انسانى نيز صلاحيّت تلاوت قرآن را ندارد و هر قلبى شايسته حمل انوار قرآن نمىباشد و به همين دليل بود كه عكرمة بن ابى جهل هر گاه قرآن را مىگشود غشّ مىكرد و مىگفت اين كلام پروردگار من است و به سبب بزرگى گوينده، گفتار و سخن را تعظيم مىكرد.
مىدانى كه عظمت متكلّم بدون انديشه در صفات جلال و كمال و افعال او به قلب خطور نمىكند. هر گاه بينديشى كه كرسى، عرش، آسمانها، زمين و آنچه ميان آنهاست مخلوق خدا هستند و خدا اداره آنها را به عهده دارد و روزى مىدهد و يگانه و قهّار است و همگان در قبضه قدرت او هستند آسمانها به اراده او برپا مىباشند و همگان به سوى او باز مىگردند و اوست كسى كه مىگويد اين گروه بهشتىاند عظمت متكلّم در ذهنت جا مىگيرد و آن گاه عظمت كلام مشخص مىشود.
٣- حضور قلب و عدم توجّه به امور دنيوى در وقت تلاوت.
در تفسير كلام خدا كه فرموده است: يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ، گفتهاند با جديّت و كوشش كتاب را دريافت كن. جديّت و كوشش اين است كه به هنگام قرائت كتاب همه سرگرميها و توجّه به غير كتاب را ترك كنى.