ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤١ - بحث ششم - شمارش اقسام تقديم و تأخير،
باشد نه از جن و نه از غير جن. در اين صورت نكوهش متوجّه كسانى است كه براى خدا شريك قرار مىدهند. ولى اگر كلمه جنّ بر شركاء مقدم آورده شود جز اين فهميده نمىشود كه آنها جن را پرستيدهاند، امّا اين كه معبود ديگرى را انكار داشتهاند از اين كلام فهميده نمىشود: بنا بر اين مذمّت به دليل عبادت جن متوجّه آنهاست.
با دقّت در مفهوم آيه فوق دانسته شد كه در تقديم و تأخير بعضى از كلمات بر بعضى نياز به ظرافت خاصى است. اينك ما بعضى از موارد حسن تقديم و تأخير را بيان مىكنيم. حسن تقديم در ده مورد و بشرح زير است:
١- نياز به تقديم كلمهاى اتم در معنى و دانستن آن مهم باشد مانند سخن خداوند متعال: «وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ»، در اين آيه مقدّم آوردن شركاء لازمتر است، زيرا مقصود توبيخ آنان براى قرار دادن مطلق شريك براى خداست.
٢- جايى است كه تأخير فاعل و تقديم مفعول به اتّصال كلام سزاوارتر باشد مانند سخن خداوند متعال: تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ، [١]، تأخير فاعل براى هماهنگى كلام از تأخير مفعول مناسبتر است.
٣- تقديم كلمهاى كه از كلمه ديگر شناخته شدهتر باشد. مانند: مقدّم داشتن مبتدا بر خبر و موصوف بر صفت. بنا بر اين شايسته است كه در جمله زيد قائم، زيد كه مبتداست در آغاز آورده شود، زيرا ذهن شنونده نسبت به مبتدا كه معرفه است آشناتر است. لذا كلام از نظر فايده رسانى در مقام و مرتبه خود قرار دارد.
در مورد اشكال فرضى راجع به جمله فعليّه كه مقدّم بر فاعل بيان شود و مطابق تعريف فوق نيست، امام فخر رازى چنين پاسخ مىدهد:
«اين سخن به مقدّم آوردن فعل نقض نمىشود، زيرا فعل لفظى است كه
[١] سوره ابراهيم (١٤) آيه (٥٠) يعنى: و در شعله آتش چهرههاى آنها پنهان است.