ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٥ - فرموده است رجل وكله الله الى نفسه فهو جائر عن قصد السبيل الى قوله بخطيئته
نورانيّتى كه در نفس ايجاد مىكند پديد آورنده لذّت مشاهده حضرت حق است و معصيت به علّت سختى و تاريكى كه در نفس به وجود مىآورد. بين او و حضرت حقّ حجاب ايجاد مىكند. بنا بر اين نيكيها و بديها در نفس تضادّ به وجود مىآورد، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد: وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ:
«همانا نيكيها بديها را از بين مىبرد». و نيز فرموده است: لا تبطلوا اعمالكم. و پيامبر خدا در اين مورد فرموده است: «گناهان خود را با حسنه جبران كنيد و رنجها گناهان را پاك مىكند [١]»، و براى بيان همين حقيقت فرموده است: «انسان در مقابل مشكلات ثواب مىبرد حتّى به وسيله خارى كه به پايش فرو رود [٢]». و از پيغمبر فرموده است: «حدّ كفّاره، حدّ خورندگان است». بنا بر اين ستمگر با ستمگرى در صدد تأمين شهوات خويش است و در ستم موجبات قساوت قلب و تاريكى صفحه دل نهفته است و اثر نورى را كه از اطاعت خدا به وجود آمده است از بين مىبرد، چنان كه گويى طاعت او را از ميان برده و مظلوم بر اثر ظلم رنجور شده و خواستههاى نابجايش در هم شكسته و دلش آرام مىگيرد، به خداوند بازگشته و از او ظلمت و سختى دل، كه از پيروى شهوات حاصل شده است، دور مىشود و اين مانند آن است كه روشنايى از قلب ظالم به قلب مظلوم، و سياهى و تاريكى از قلب مظلوم به قلب ظالم انتقال يافته است. اين نوع انتقال استعاره است مانند اين كه مىگويند نور خورشيد از جايى به جايى رفت.
خلاصه اين توضيح اين است كه انتقال حسنات از نامه عمل ستمگر به نامه عمل ستمديده ايجاد زمينه براى پذيرفتن رحمت و نورانيّت است به وسيله ستم ستمگر براى مظلوم. و معناى انتقال گناه از نامه عمل مظلوم به نامه عمل
[١] اتّبع السّيّئة بالحسنة تمحها و الالام ممحّصات للذنوب.
[٢] انّ الرّجل يثاب حتّى بالشّوكة اللّتى تصيب رجله.