ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤٠ - بحث ششم - شمارش اقسام تقديم و تأخير،
است. حكم منفى نظير حكم نفى است (مثالهاى بالا) مانند اين كه بگويى: انت لا تحسن هذا الفعل، «تو اين كار را خوب انجام نمىدهى». اسم مقدّم است و فعل منفى مؤخّر است و نيز مانند: لا تحسن انت هذا الفعل، كه فعل منفى مقدّم است.
بحث پنجم- تقديم و تأخير حرف نفى بر اسم عام
تقديم: هر گاه حرف نفى را بر كلمهاى كه معناى عموم دارد مقدّم بياورى و بگويى: ما افعل كلّ كذا، نفى عموم كردهاى و با اثبات خاص منافات ندارد چنان كه در همين مورد اگر بگويى:
و افعل بعضه، «بخشى از آن را انجام دادم»، در سخنت تناقض نگفتهاى، ولى اگر كلمهاى كه بر عموم دلالت مىكند بر حرف نفى مقدّم بدارى و بگويى: كلّ كذا ما افعله، «هيچ كارى را انجام ندادهام»، از اين مثال عموم نفى فهميده مىشود و اگر بعد از اين سخن بگويى: افعل بعضه، «بخشى از آن را انجام دادهام»، تناقض گفتهاى، با توضيح فوق فرق ميان مرفوع خواندن (كلّه) و منصوب خواندن آن در شعر ابي النجم روشن مىشود:
|
قد اصبحت امّ الخيار تدّعى |
علىّ ذنبا كلّه لم اصنع [١] |
|
اگر كلمه كل را با نصب بخوانيم نفى عموم را اقتضا مىكند و اگر آن را مرفوع بخوانيم مقتضى عموم نفى خواهد بود.
بحث ششم- شمارش اقسام تقديم و تأخير،
در تقديم و تأخير، كيفيّت سخن بسيار دگرگون مىشود. گاهى فرق گذاشتن ميان تقديم كلمه و تأخير آن ظرافت خاصّى پيدا مىكند مانند سخن حق تعالى: «وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ» [٢]، با مقدّم آوردن شركا بر جن فهميده مىشود كه سزاوار نيست براى خدا شريك
[١] امّ الخيار (نام همسرش) صبح كرد در حالى كه بر من ادّعاى گناهان زيادى را داشت كه هيچ يك از آنها را انجام ندادهام
[٢] سوره انعام (٦): آيه (١٠٠) يعنى: براى خدا شريكانى از جن قرار دادند