ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٣٠ - فصل دوم - اقسام نظم
«فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَ لْيَبْكُوا كَثِيراً» [١]. گريه با خنده و كم با زياد در تضاد و تقابل مطابقه دارند و مانند اين كلام خدا «سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ» [٢] و اين سخن خداوند متعال: «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ» [٣].
وجه دوّم مقابله: مقابله آن است كه ميان دو شيء موافق و دو ضدّشان جمع كنى، در اين صورت اگر آن دو شيء موافق را مشروط به شرطى كنى لازم است كه دو ضدشان را هم به ضد آن شرط مشروط كنى. مانند سخن حق متعال: «فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرى» [٤].
در اين مثال چون آسانى را ميان بخشش و پرواى خدا و تصديق نيكيها مشترك قرار داده است. دشوارى را كه ضدّ آسانى است نيز ميان اضداد بخل و استغنا و تكذيب نيكيها مشترك قرار داده است.
وجه سوّم مزاوجت: مزاوجت ميان دو معناى شرط و جزا محقّق مىباشد مانند سروده بخترى:
[١] سوره توبه (٩): آيه (٨٢): اكنون آنها بايد خنده كم و گريه بسيار كنند.
[٢] سوره رعد (١٣): آيه (١٠): در پيشگاه علم ازلى اين سخن به پنهان گوييد يا آشكار و آن كه در ظلمت شب است يا روشنى روز همه يكسان است.
[٣] سوره آل عمران (٣): آيه (٢٦): تو هر كه را خواهى ملك و سلطنت بخشى و از هر كه خواهى بگيرى و بر هر كه خواهى عزّت و اقتدار بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى.
[٤] سوره ليل (٩٢): آيه (٥- ١٠): اما هر كس عطا و احسان كرد و خدا ترس و پرهيزگار شد و به نيكويى (يعنى به نعيم آخرت يا هر خير و سعادت كه در قرآن بيان شده) تصديق كرد، ما هم البته كار او را (در دو عالم) سهل مىگردانيم و اما هر كس بخل ورزد و از جهل و غرور، خود را از لطف خدا بىنياز دانست و نيكويى را تكذيب كرد پس كار او را دشوار مىكنيم.