ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٨ - بحث اول - در مورد تجنيس(هم جنس بودن) است
كامل البراعة، «فلان كس بلاغت نمكين و فضل كامل دارد».
اگر عين الفعل دو كلمه متجانس يكى باشد آن را تجنيس مصحّف مىگويند و اگر دو كلمه متجانس در لام الفعل مشترك باشند تجنيس مشابه ناميده مىشود.
تجنيس اگر به صورت كلمات مركّب باشد سه صورت دارد:
١- اگر فقط در نوشتن مشابه بوده و در تلفظ مشابه نباشد آن را مصحّف مىگويند مانند سخن على (ع) كه فرمود: قصّر ثيابك فانّه ابقى و اتقى و انقى [١]:
«لباست را كوتاه كن كه آن پر دوامتر و به تقوا نزديكتر و پاكيزهتر است». ميان كلمات ابقى، اتقى و انقى تجنيس مصحّف است. و نيز گفتهاند: عزّك غرّك فصار قصار ذلك ذلّك فاخش فاحش فعلك فعّلك تهدا بهذا، «مقام تو را مغرور كرده و نتيجه آن موجب خوارى تو شده، بنا بر اين از فعل زشتت بترس شايد بدين سبب رستگار شوى».
٢- ممكن است دو كلمه مركّب متجانس فقط از نظر لفظ با هم متشابه باشند نه از نظر خط. كه آن را متجانس مفروق مىگويند مانند قول شاعر:
|
كلّكم قد اخذ الجام فلا جام لنا |
ما الّذى ضرّ مدير الجام لو جاملنا [٢] |
|
يدر اينجا كلمات «جام لنا» و «جاملنا» فقط در تلفّظ تشابه دارند نه در خط ٣- ممكن است دو مركّب متجانس هم از لحاظ خط و هم از لحاظ تلفّظ متشابه باشند كه آن را مقرون نامند. مانند سخن گويندهاى كه گفته است. اذا لم يكن ملك ذاهبة فدعه، فدولته ذاهبة، «هر گاه فرمانروايى داراى بخشش نباشد او را واگذار زيرا دولتش ناپايدار است». در اينجا شاهد در «ذاهبة و ذاهبة» است كه
[١] بعضى قصّر را به معناى طهّر گرفتهاند.- م.
[٢] هر كدام از شما جام خود را گرفت و براى ما جامى نيست به ساقى چه زيانى داشت اگر با ما خوش رفتارى مىكرد.