ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٩٩ - مقدمه قبل از شرح
شيعه مدّعىاند كه پس از اندك مدّتى كه در خانهاش ماند بيعت كرده و تا مدّت زيادى بر سر اين امر اختلاف داشت.
همه اين عقايد ضرورتاً وقوع اين اختلاف و رقابت در امر خلافت را ثابت مىكند.
حق اين است كه كشمكش خلافت ميان على (ع) و كسانى كه امر خلافت را در زمان وى در دست داشتند ثابت است و شكايت و تظلّم به تواتر معنوى از آن حضرت صدور يافته است.
ما به ضرورت مىدانيم كه گفتار متضمّن بر تظلّم و شكايت در امر خلافت در فراوانى و شهرت به حدّى است كه ممكن نيست همه آنها را تكذيب كرد، بلكه ناگزير بايد بخشى از آن را تصديق كرد. همين قدر كه صدق شكايت ثابت شد مطلب ثابت است. امّا اين كه خصوصاً با الفاظ معيّنى شكايت صورت گرفته است متواتر نيست، هر چند بعضى از الفاظ از بعضى ديگر مشهورترند.
اين نتيجه تحقيق و كوششى است كه من در اين مورد انجام دادهام (شارح).
بنا بر اين ثابت شد كه جايى براى انكار صدور اين خطبه از امام (ع) و نسبت دادن آن به سيّد رضى باقى نمىماند. زيرا تكيهگاه انكار اين است كه كلام امام (ع) در اين خطبه به صراحت تظلّم و شكايت دارد و اگر تصريح به تظلّم و شكايت را دليل بر انكار صدور اين خطبه از امام (ع) بدانيم معنايش اين است كه معتقد شويم ميان امام (ع) و خلفا اختلاف نبوده است، با اين كه مىدانيم اين عقيده باطلى است، بخصوص كه اين خطبه پيش از سيّد رضى در ميان علما مشهور بوده است.
از مصدّق بن شبيب نحوى روايت شده است كه گفت: «من اين خطبه را بر استادم ابى محمّد بن خشّاب قرائت كردم و به اين گفته ابن عبّاس رسيدم: (من بر هيچ چيز به اندازه قطع كلام امام (ع) متأسّف نشدم) استادم گفت اگر من در