ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨ - مقدمه مترجمان
بر حقّانيّت نبوّت و رسالت رسول گرامى اسلام (ص) معرّفى شده است آن هم با اين توصيف كه علم كتاب در نزد اوست [١].
با يك مقايسه مختصر، ميان امير المؤمنين (ع) و وصىّ حضرت سليمان، آصف بن برخيا كه مختصرى از علم كتاب مىدانست و به شهادت قرآن در يك چشم برهم زدن تخت بلقيس را از جنوبىترين نقطه عربستان (شهر سبا) به شمالىترين نقطه عربستان (فلسطين) حاضر كرد [٢]، عظمت مقام على (ع) و وصىّ پيامبر اسلام (ص) كه داراى تمام دانش كتاب است روشن مىشود.
امّا افسوس كه آن مجسّمه علم و تقوا، وارث علم تمام كتاب، دانش پژوهان حقيقت طلبى را نيافت كه حقايق پوشيده بر جهانيان را با آنها در ميان گذارد و آنچه تأمين كننده سعادت دنيا و آخرت انسانهاست روشن فرمايد، لذا با اندوه فراوان خطاب به كميل بن زياد فرمود: «اى كميل، اگر افراد مستعدّى مىيافتم، در اين گنجينه سينه من دانش فراوانى است» [٣] آن بزرگوار هر چند در ميان جامعه زندگى مىكرد، امّا در حقيقت تنها بود! او از روى دلسوزى مىخواست كه حقايق جهان و معارف الهى را براى جهانيان بازگو كند، امّا شخص پست و فرومايهاى همانند سعد وقّاص، از نادانى و عناد از او مىخواست كه شماره موهاى سرش را بگويد! دريغا كه تنهاى تنها زيست، و از غم تنهايى راز دل با چاه گفت! دانشگاه و دانشجويى نبود تا بر كرسى درسى نشيند و حقايق و اسرار هستى را تشريح كند. آنچه گفته و يا نوشته بضرورت انجام پذيرفته است. با اين وصف درياى كران ناپيدايى از معارف و حكمت به وجود آمده است، كه اندكى از بسيار آن را سيّد رضى رحمة اللَّه عليه جمعآورى كرده و نهج البلاغه ناميده است. غوّاصان بحر حقايق و نكته سنجان و اديبان صادق، جامعه شناسان و روان شناسان
[١] وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ (سوره رعد، آيه ٤٣)، مقصود از «مَنْ عنده علم الكتاب» على عليه السّلام است.
[٢] قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ (سوره نمل، آيه ٤٠)
[٣] ها انّ ها هنا لعلما جما لو اصبت له حملة، نهج البلاغه، حكمت ١٤٧.