ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢١ - خطبه سيد رضى
عبرة: اسم مصدر اعتبار و به معناى متنبّه شدن است. عبرت در اصل به معناى انتقال ذهن از امرى به امرى است.
استظهار للشيء: كمك گرفتن از چيز براى حفظ چيزى ديگر.
استظهار بالشىء: كمك گرفتن از او.
استظهار على الشيء: كمك گرفتن از چيزى براى رفع چيزى ديگر.
غيرة: به فتح غين، مصدر است و به معناى رشك بردن است. در مثل گفته شده: غار الرجل على اهله، «مرد نسبت به خانوادهاش غيرت نشان داده». رجل غيور و امرأة غيور،: «مرد و زن داراى غيرت فراوان شدند». غيرت رنج نفسانى است كه بر صاحب حق عارض مىشود به توهّم اين كه فردى در حق مسلّم او مشاركت مىكند كه استحقاق آن حق را ندارد.
عقائل: جمع عقيله، عقيله هر چيزى بهترين و نيكوترين آن است.
اقطار: جمع قطر، به معناى ناحيه و اطراف است.
ندّالبعير: شتر فرارى شد و تنها ماند.
ربق: ريسمانى است با رشتههاى زياد كه با آن حيوانات را مىبندند. هر يك از رشتههاى عروه را ربقه گويند. در حديث آمده است هر يك از جماعت به اندازه يك وجب جدا شود ربقه اسلام را از گردنش برداشته است.
جدّ: حرص و كوشش.
بلاغ: اسم مصدر از تبليغ و بلوغ است كه به جاى مصدر نشسته است.
نهج: راه روشن.
بغيه و البغيه: آنچه كه از شيء اراده و خواسته مىشود.
بلال: آن مقدار آب يا شيرى كه با آن گلوى انسان تر شود.
غلّه و غليل: تشنگى زياد.
جلاء السيف: زدودن كدورتى كه بر شمشير نشسته و صيقل زدن آن.
جلاء القلب و النفس: بر طرف كردن تيرگيهاى شبهه و جهل كه بر آن عارض شده است.
تنجّزت الامر: در خواست قطعيت يافتن و انجام شدن كار.
استعاذه: در خواست پناه با تضرع و زارى: خداوند متعال فرموده است: فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ^