ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٦٥ - بحث چهارم - در اقسام خطابه بر حسب اهداف آن
آنچه او انجام داده است نقيصه نبوده و يا فكر مىكرده است كه فضيلت بوده و انجام داده است.
گفتگوى مشورتى به چند صورت تقسيم مىشود:
١- گاهى به سبب قانع كردن در امرى كه حقيقتا نافع است مشورت مىشود.
٢- گاهى امرى كه خطابه براى آن ايراد مىشود در حقيقت نافع نيست، حتّى براى طرف مشورت ولى اگر معلوم شود كه داراى نفع است جنبه قانع كنندگى خود را داشته و خطابه مشورتى ناميده مىشود.
٣- گاهى مشورت در باره امر مفيدى نيست بلكه امر زيبايى است كه ممكن است در آينده هم مضر باشد ولى از جهت ديگرى داراى نفع باشد. در گفتگوى مشورتى گاهى مدح و ذم ايراد مىشود و هميشه توجّه به سود و ضرر آن نيست كه ستايش در مورد امر نافع و نكوهش در مورد امر زيان آور به كار رود، بلكه گاهى مدح در مورد امورى است كه به ظاهر داراى ضرر و آزار و هلاكت است مانند اين كه كسى براى نام نيك به كارهاى آزار دهنده و خطرناك دست مىزند چنين كسى در خطابه به عنوان الگو معرفى و ستايش و احترام مىشود.
مانند كسانى كه در راه خدا جهاد مىكنند، مىكشند و كشته مىشوند. و در بيشتر موارد شخص عاقل به خاطر انتخاب مرگ بر زندگى مورد ستايش قرار مىگيرد.
امور مورد مشورتى امورى هستند كه شرع و سياست و سنّتها بر آن استوار است.
امور مشورتى كه داراى نفع بسيار است (بدون در نظر گرفتن جزئيّات سودمند) بر حسب احوال اشخاص پنج قسم مىباشند: ١- در باره ساز و برگ جنگى ٢- جنگ و صلح ٣- دفاع از مملكت ٤- در باره تعادل در آمد و هزينه ٥- تفكيك امور و انتخاب اصلح.
كسى كه در امور امكانات زندگى مورد مشورت قرار مىگيرد شايسته است