ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٠٨ - بحث پنجم - متكلمان گفتهاند كه چون ظاهر قرآن و سخن على(ع) دلالت دارند بر اين كه آب اصل وجود آسمانها و زمين است
دارند و با كلمه افشا به ايجاد آنها، و با عبارت فتق و شق به وجود آنها، و با آب متلاطم و متراكم به كمالات وجودى آنها اشاره كرده است. و با كلمات اجرائها فيها، به افاضه فيض حق بر هر يك از آنها به لحاظ استحقاق وجوديشان و به واسطه موجود ما قبلشان، اشاره كرده است و باد وزنده را كنايه از امر اوّل، كه ما از آن به قدرت ياد كرديم، آورده است.
امّا وجه مناسبت ميان اين امور و آنچه كه ما ذكر كرديم اين است كه تعبير از عقول فعّاله به ارجاء و اجواء و سكائك هوا، از اين جهت است كه عقول فعّاله قابليّت فيض و كمالگيرى را از مبدأ اوّل دارند، چنان كه اجواء و ارجاء و سكائك هوا قابليّت دريافت آب را از ابر و يا چشمهسار دارند. تشبيه فيض به آب به اين دليل است كه هر گاه قابل در قابليّت خود كامل باشد به طبع ذات آب را مىگيرد. و صدور فيض الهى از ناحيه خداوند ما دام كه قابل، فيضپذير باشد متوقف نمىشود. زيرا فاعليت قابل در ذات خود تام و تمام است. و به تعبير ديگر مىتوان گفت چون قوام زندگى هر موجود جسمانى در عالم كون و فساد به آب است. و قوام وجودى هر موجودى به فيض الهى است. پس تشبيه فيض به آب تشبيه كاملى است و مثل اين تشبيه در قرآن كريم آمده است. جمهور مفسران و از آن جمله ابن عباس در باره اين سخن حق تعالى: أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها، [١] گفتهاند كه منظور از ماء در اين آيه شريفه علم و مقصود از اوديه قلب بندگان و غرض از انزل، افاضه آن بر دلهاست. و منظور از اين فرموده:
فسالت اودية بقدرها، اين است كه هر قلبى به اندازه ظرفيت و استعدادش به آن دست مىيابد و آن را مىپذيرد. همين مفسّران گفتهاند كه خداوند سبحان از آسمان كبريايى و جلال و احسان، آب بيان روشن قرآن و علوم آن را بر قلب
[١] سوره رعد (١٣): آيه (١٧): خداوند از آسمان آبى فرستاد و از هر دره و رودخانهاى به اندازه آنها سيلابى جارى شد.