ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٧٧ - فرموده است و من قال فيم فقد تا اخلى منه
وَ جَهْرَكُمْ [١]» و قول ديگر خداوند متعال هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ هر كجا باشيد او با شماست.
اگر گفته شود كسى كه براى خدا جهت را ثابت مىكند از اين آيات غافل نيست و بين اثبات جهت معيّن براى خدا و مقتضاى اين آيات منافاتى نمىبيند زيرا مقصود از اين كه خدا در آسمان و زمين است آن است كه چون به آنها علم دارد گويا در آن جاست و نيز اين كه خدا با خلق است يعنى به آنها آگاه است و بودن خدا در جهت فوق به اين معناست كه ذاتا در آن جا قرار دارد، بنا بر اين منافاتى ميان مفهوم اين آيات با بودن خدا در جهتى خاص ديده نمىشود.
در پاسخ اين اشكال مىگوييم كه خالى بودن جهات ديگر از وجود خداوند را امام (ع) لازمه بودن خدا در جاى معيّن دانسته است. و بطلان اين كه خداوند در جاى معيّنى باشد از اين آيات به خوبى استفاده مىشود. و آنها كه براى خدا جهت معيّنى در نظر گرفتهاند به آياتى استدلال كردهاند كه ظاهرا بر جهت خاصّى دلالت مىكند مانند قول خداوند تعالى الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» آياتى كه از خداوند جاى معينى را نفى مىكند با آياتى كه براى خدا جاى معيّنى را تعيين مىكنند معارضاند، آيات نفى كننده مكان براى خدا در ذهن عموم مردم روشنتر است از دلايل عقلى بر نفى جهت. و چون آيات شريفه قرآن بر خالى نبودن مكان از وجود خداوند دلالت دارد، لازمهاش اين است كه خداوند متعال تنها در جهت خاص «فوق» نباشد. بنا بر اين سؤال از خداوند به لفظ «علام» باطل است.
اگر اشكال شود: كسى كه با علام از خداوند سؤال مىكند در حقيقت براى
[١] سوره انعام (٦): آيه (٣): اوست خدا در آسمانها و در زمين پنهان و آشكار شما را مىداند و از آنچه به دست مىآوريد با خبر است.