ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٥١ - فرموده است ماء اجن و لقمة يغص بها اكلها
شريف و پدر و مادر مشهور داشتن و ثروت خانوادگى، همه اينها اسباب افتخارات دنيايى است. و منشأ آن مشابهتى است كه ميان اسباب افتخار و تيجان مىباشد. پس امام (ع) لفظ تيجان را براى آن اسباب استعاره آورده و به كنار گذاشتن آنها دستور فرموده است.
(٣٢٩٥- ٣٢٨٩)
فرموده است: افلج من نهض بجناح او استسلم فاراح.
پس از آن كه امام (ع) عبّاس و ابو سفيان را از فتنه نهى مىكند و توضيح مىدهد كه تفرقه و فخر فروشى راههاى پسنديدهاى نيست ادامه مىدهد و اشاره مىكند كه متصدى امر خلافت چگونه بايد باشد و چگونه از مشكلات رهايى مىيابد، سپس موفقيت و پيروزى را براى كسى مىداند كه يار و ياور داشته باشد و به همين لحاظ «جناح» را براى اعوان و انصار استعاره مىآورد. وجه شباهت در اين عبارت روشن است همچنان كه بال وسيله قدرت و توانايى بر پرواز و به مقصود رسيدن مىشود اعوان و انصار براى دست زدن و قيام به جنگ و حركت در ميدان لازم است. به همين دليل لفظ جناح براى يار و ياور استعاره آورده شده و براى كسى كه يار و ياور ندارد كنارهگيرى وسيله نجات او ذكر شده است. زيرا قيام با ياور يا كنارهگيرى بدون يار و ياور نوعى رستگارى است. در اين كلام امام (ع) كمى ياوران خود را به اطّلاع مردم مىرساند و معناى ضمنى سخن حضرت در پاسخ عبّاس و ابو سفيان اين است كه راهى كه شما پيشنهاد مىكنيد راه درستى نيست كه شخص عاقل در امر خلافت پيش گيرد، چون يا بايد قيام كننده يار و ياورى داشته باشد كه تا به مقصود برسد و يا اگر ندارد كنارهگيرى كند و خود را از رنج بىحاصل نجات دهد [چون براى امام راه اوّل مقدور نبوده راه دوم را برگزيده است].
(٣٣٠٣- ٣٢٩٧)
فرموده است: ماء اجن و لقمة يغصّ بها اكلها.
اين سخن امام (ع) نوعى تذكّر است به اين كه خواستههاى دنيوى هر چند