ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٣ - ٦ - تلاوت كننده بايد خود را از موانع فهم قرآن خالى گرداند
رضايت پناه مىآورم و از عقوبتت به عافيتت و از خودت به خودت پناه مىآورم ثنايت را نمىتوان شمرد، تو چنانى كه خود خويشتن را ستودهاى [١]».
عرفا در تفسير اين دعا گفتهاند: به پيامبر گفتهاند سجده كن تا به خدا نزديك شوى. پيامبر در سجود قرب خدا را دريافت و در آن حال به صفات خدا نگريست و از بعضى صفات خدا به بعضى ديگر پناه برد زيرا كه رضا و خشم دو صفت متضاداند و بر اثر پناه بردن از بعضى صفات به بعضى، تقرّب پيامبر به خدا بيشتر شد و از صفات به حقيقت ذات ارتقا يافت و در اين مرحله گفت از خودت به خودت پناه مىبرم و با اين خواست و تقاضا نزديكى او به خدا فزونى يافت. و چون در اين مقام از قرب قرار گرفت به ثنا گفتن پرداخت و چنين گفت ثناى تو را نمىتوانم بشمرم پس از آن متوجّه شد كه در ثناى خدا قاصر است، در اين حال عرض كرد: تو چنانى كه خود، خويشتن را ستودهاى. آنچه عرفا در باره اين دعا گفتهاند از ظاهر كلام فهميده نمىشود ولى ناقض آن هم نيست بلكه بيان كننده كمال پيامبر است كه اسرار فراوانى را در خود دارد.
ج- سوّمين مانع فهم قرآن اين است كه تلاوت كننده به دنيا گرايش داشته باشد و از هواى نفس پيروى كند زيرا پيروى از هواى نفس موجب ظلمت دل مىشود و همچون زنگارى است بر آينه كه مانع تجلّى حق تعالى در دل مىشود و آن بزرگترين حجاب است و بيشتر افراد با همين هواى نفس در حجاب قرار مىگيرند و هر چه شهوات در دل بيشتر تراكم پيدا كند دورى از اسرار الهى فزونتر مىشود و به همين سبب پيامبر (ص) فرموده است: «دنيا و آخرت متضاد يكديگرند هر قدر به يكى نزديك شوى از ديگرى دور مىشوى [٢]».
[١] اعوذ بر ضاك من سخطك و اعوذ بمعافاتك من عقوبتك و أعوذ بك منك لا احصى ثناء عليك انت كما اثنيت على نفسك.
[٢] الدّنيا و الآخرة ضرّتان بقدر ما تقرب من احداهما تبعد من الاخرى.