ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠٩ - بحث اول - ضمير در كلمه«فى ولده» به آدم(ع) باز مىگردد يعنى خداوند از نژاد آدم(ع) انبيايى را برگزيد
شريفه قرآن آمده است: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ [١]. در تفسير اين آيه ابن عبّاس گفته است هنگامى كه خداوند آدم (ع) را آفريد بر پشت او دست كشيد و تمام انسانهايى را كه تا روز قيامت آفريده مىشوند از پشت آدم خارج ساخت و به آنها گفت آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند چرا. آن گاه ندا دادند كه امروز قلم از آنچه كه بايد تا روز قيامت تحقق بيابد رقم زد.
مقصود از پديد آوردن ذريّه آدم از پشت آدم اين است كه وجود نوع انسانى به وسيله قلم قضاى الهى نيز همه افراد مورد نظراند. بدين معنى كه آنچه تا روز قيامت از بنى آدم پديد آيد در علم الهى وجود دارد. مقصود از تقدير الهى و به پايان رسيدن كار قلم همين است.
مقصود از شهادت بنى آدم بر نفس خود اين است كه به زبان نياز به خداوند عرضه داشتند كه او معبود مطلق است و خدايى جز او نيست.
به صورت قضيّه شرطيّه از كلام امام (ع) استفاده مىشود كه بيشتر فرزندان آدم از پيمان اطاعت خدا و پايدارى بر صراط مستقيم و عدم اطاعت از شيطان سر بر تافتند، زيرا كه حبّ دنيا بر آنها غلبه دارد و موجب دور شدن از مقتضاى فطرت اصلى كه بر آنها آفريده شدهاند مىشود و توجّه آنها را از قبله حقيقى كه بايد به آن توجّه كنند برمىگرداند. اين انحراف از فطرت اصلى بدين سبب است كه از نيروهاى بدنى ويژهاى كه به طرف كمال مىروند تركيب شدهاند و ناگزير بيشترشان پيمان شكنى كردند. و به عبادت خداوند ادامه ندادند و بر راه راست حق پايدار نماندند و به خاطر اطاعت و پرستش شيطان از خدا فرمان نبردند چنان كه خداى سبحان مىفرمايد: أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ [٢].
انسان به صورت همان تركيب عنصرى، لذّتهاى زودگذر زندگى موجب
[١] سوره اعراف (٧): آيه (١٧٢): هنگامى كه پروردگار تو از پشت آدم ذريه آدم را پديد آورد.
[٢] سوره يس (٣٦): آيه (٦٠): اى فرزند آدم آيا با شما پيمان نبستم كه شيطان را نپرستيد.