ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٦ - ٧ - ويژگى هفتم تلاوت كننده اين است كه هر خطابى كه در قرآن از امر و نهى و وعد و وعيد آماده است به نفس خود اختصاص دهد
بود كه اين حالت معنوى، قلب پيامبر را بكلّى در خود غرق كرده بود.
خلاصه منظور از خواندن قرآن اين است كه اين احوال را در انسان پديد آورد، قلب انسان را جذب كند و او را به كار خير و ترك حرام وادارد. پيامبر خدا فرموده است. «قرآن را تا زمانى كه قلبتان به آن توجّه دارد و بر جسمتان تأثير مىگذارد بخوانيد و هر گاه به آن توجه نداشتيد خواندن را ترك كنيد [١]».
در اين باره خداوند تعالى فرموده است: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ [٢] در غير اين صورت خواندن قرآن و حركت زبان زحمتى نمىخواهد.
در باره توجّه به قرآن شخصى نقل كرده است كه قرآن را بر استادم قرائت كردم. بار دوّم كه خواستم بخوانم از خواندن منع كرد و گفت: قرآن را نزد من خواندى، حال براى خدا بخوان و دقّت كن كه خدا چه دستور مىدهد، و به تو چه مىفهماند تا بدان عمل كنى. رسول خدا وقتى از دنيا رفت بيست هزار صحابه داشت و از آنها فقط شش نفر حافظ قرآن بودند و در باره دو نفر اختلاف بود كه آيا قرآن را حفظ دارند يا نه بيشتر صحابه يك يا دو سوره حفظ داشتند.
افرادى كه سوره بقره و انعام را حفظ داشتند از علما شمرده مىشدند. اين كم حفظ داشتن قرآن به دليل مشغول بودن آنها به فهميدن معانى قرآن بود تا حفظ كردن آن. كسى به نزد رسول خدا (ص) آمد تا قرآن فرا بگيرد، آياتى را آموخت تا به اين آيه رسيدن: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ [٣]
[١] اقرؤا القرآن ما ائتلفت عليه قلوبكم و لانت عليه جلودكم فاذا اختلفتم فلستم تقرءونه.
[٢] سوره انفال (٨): آيه (٢): مؤمنان كسانى هستند كه هر گاه ياد خدا مىكنند دلشان را ترس فرا مىگيرد و هر گاه قرآن بر آنها خوانده شود ايمانشان افزوده مىشود.
[٣] سوره زلزال (٩٩): آيه (٨): آن كه مقدار ذرّهاى خير و مقدار ذرّهاى شرّ انجام دهد آن را خواهد ديد.