ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧ - مقدمه مترجمان
خاندان رسول گرامى اسلام بويژه امير المؤمنين (ع) اميران كلاماند و سخن از دم مسيحايى آنان جان گرفته و معنى يافته است [١].
نهج البلاغه، آن درياى ژرف و كران ناپيدايى است كه از گوهر بيان امير سخن على (ع) تبلور يافته، كه شجره نبوّت و جايگاه نزول وحى و آمد و شد فرشتگان و گنجينه دانش و مخزن حكمت است [٢]. مقام و منزلتش در ميان خلق، مقام قطب آسياست، بايد همگان بر محور وجود او در حركت باشند و از فيض وجودش بهرهمند شوند [٣]. رسول خدا (ص) مىفرمود:
«داناترين شما به امر قضاوت و داورى على (ع) است [٤].»
او يگانه شاگرد مكتب بود كه از آغاز نوجوانى در خانه وحى بالندگى يافت و پابپاى پيامبر رحمت، در همه مراحل دشوار ايّام بعثت و كينهتوزيهاى قريش، لحظهاى رسول خدا را تنها نگذاشت و در تمام مدّت سه سال محاصره رسول و يارانش در شعب ابو طالب، از بيم آن كه مبادا دشمن عنود، به قصد جان پيامبر شبيخون زند، بارها و بارها در نيمه شب جاى خواب خود را با پيامبر عوض كرد تا اگر خصم كينهتوز از كمين در آيد، رسول خدا (ص) محفوظ بماند. برادر، نه كه به منزله جان رسول خدا (ص) بودن بىجهت نبود.
در نظام عدل الهى نسب و حسب به عبادت است نه قرابت، و گرنه ابو لهب عموى پيامبر است، آن كه در ليلة المبيت (شب هجرت)، همان شبى كه قتل رسول خدا (ص) قطعى بود، و سوداى جان، بر سر عقيده پيش آمد و از جانب حق نزول يافت كه: «از مؤمنين كسانى هستند كه جان خود را براى جلب رضايت خدا سودا مىكنند [٥]» على (ع) مصداق آيه بود. امير المؤمنين (ع) در مرتبهاى از عدالت و صداقت بود كه در كلام ربّ حميد به عنوان گواه دوّم
[١] ... و انّا لأمراء الكلام وفينا، تنشّبت عروقه و علينا تهدّلت غصونه، خطبه ٢٣٣.
[٢] نحن شجرة النّبوّة و محبط الرّسالة و مختلف الملائكة و معادن العلم و ينابيع الحكم، نهج البلاغه، خطبه ١٨٩.
[٣] انّ محلّى منها محلّ القطب من الرّحى، نهج البلاغه، خطبه ٣.
[٤] اقضاكم على، كشف المراد، علامه حلّى، ص ٣٠٢.
[٥] وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ (سوره بقره، آيه ٢٠٧)