ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٩٨ - شرح < ٤١٦٤ - ٤٠٩٧ >
دادند مانند ايجاد غمهاى كشنده، عدم امتياز صالحان از ناصالحان، بالا بردن موقعيّت اجتماعى اراذل و اوباش و خوار و پست ساختن بزرگان از مقام و منزلتى كه داشتند.
(٤٠٠٥- ٤٠٠٣) ٢- غربله، گويا كنايه از در آميختن آنها و مورد آزمايش قرار دادن آنها به وسيله دشواريها و كشته شدن در راه خداست همچنان كه بسيارى از صحابه و تابعين اين چنين آزموده شدند. در اين عبارت عمل آنها به غربال شدن آرد تشبيه شده است كه خالص از ناخالص جدا مىشود. به همين دليل لفظ غربال براى آزمايش و جدا شدن حق از باطل استعاره آورده شده است. در دو جمله فوق سجع متوازى وجود دارد.
(٤٠١٦- ٤٠٠٦) ٣- افراد جامعه زير و رو شوند چنان كه محتواى ديگ به وسيله كفگير زيرورو مىشود تا افراد پايين جامعه بالا آيند و بالعكس. در اين جا لفظ «سوط» براى منظور ياد شده استعاره به كار رفته، زيرا صاحبان جور كه بعد از حضرت آمدند بر مردم ستم و اهانت روا داشتند و قواعد اجتماعى را به ضرر مردم تغيير دادند. جمله سوم از نظر معنى به جمله اوّل نزديك است.
(٤٠٢٦- ٤٠١٧) فرموده است: و ليسبقنّ سابقون كانوا قصّروا و ليقصرنّ سبّاقون كانوا سبقوا اين سخن امام (ع) اشاره به تغييراتى است كه در جريان حوادث زمان براى مردم پيش آمد. بعضى از شارحان نهج البلاغه گفتهاند مقصود امام از مقصّران كسانى هستند كه به سوى گروهى رفتند كه آنها از يارى امام (ع) در آغاز امر پس از وفات رسول خدا، خوددارى كردند و آن گاه امام (ع) را در زمان خلافتش يارى دادند و با آن حضرت در جنگها شركت كردند. و منظور امام از سابقين كسانى هستند كه امام (ع) را يارى ندادند و او را تنها گذاشتند و از او روى برتافتند و با او جنگيدند. احتمال دارد منظور امام (ع) عموم افرادى باشند كه در گرويدن به اسلام سابقه داشتند ولى امام (ع) را يارى نكردند. بنا بر اين مقصّران با سابقه