ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٩٦ - فرموده است ثم اسكن الله سبحانه و حذره ابليس و عداوته
متعال مىفرمايد: لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ [١]. و به همين دليل است كه پيامبر (ص) فرموده است: «هر مولودى بر فطرت خداشناسى متولّد مىشود و تحقيقا پدر و مادر آن طفل، وى را به دين يهودى يا نصرانى در مىآورند [٢]». زيرا نفس هر كس پيش از آن كه جاذبههاى خارجى او را از قبله حقيقى باز گردانند، به اعتقادات فاسد و اخلاق پست آلوده نيست. البته رسيدن به مراتب بالا و غرفههاى عالى بعد از مفارقت نفس از بدن حاصل مىشود و رسيدن به كمال بالاتر نياز به توشه بيشترى دارد.
ارغاد عيش در عبارت امام (ع) به معناى شادمانى به وسيله معقولات و معارف كليّه است و منظور از ايمنى در بهشت ايمن بودن در مكانى است كه تا در آن جا باشد خوف و حزنى بر او عارض نمىشود.
منظور از بر حذر داشتن آدم از ابليس از ظاهر اوامر شرعيّه و لسان وحى روشن است. چنان كه خداوند متعال فرموده است: فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ.
علّت دشمنى ابليس با آدم با آنچه كه قبلًا گفتيم روشن شد. براى توضيح بيشتر مىگوييم: چون نفس از عالم مجرّدات است و قوّه واهمه طبعاً منكر اين قسم از ممكنات است، پس امور كليّهاى را كه نفس به آن امر مىكند چون خود از ادراك آنها بهرهاى ندارد منكر آنها مىشود و اين از مقتضيّات عداوت دشمنى است و باز چون نظام امر نفس و مصلحت آن جز با غلبه بر وهم و قواى بدنى و مقتضاى طبع آنها محقّق نمىشود و از طرفى خواست قوا با سركوب نفس ميسّر نمىشود، پس بين اين دو نزاع طبيعى و دشمنى ريشهاى است زيرا معناى دشمنى جز تصوّر اين كه هر كدام مخالف ديگرى است تحقّق نمىيابد.
[١] سوره زمر (٣٩): آيه (٢٠): براى آنها كاخها و عمارتها بالاى يكديگر بنا شده است كه در جلوى آنها نهرهاى آب جارى است.
[٢] كلّ مولود يولد على الفطرة و انّما ابواه هما اللّذين يهوّدانه و ينصّرانه.