ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨٩ - بحث دهم - در بيان امورى است كه ممكن است فهم آنها در داستان خلقت آدم مشكل باشد
٢- در اين عبارت بيان مىكند كه نفس به وسيله اين قوا جزئيّات را درك مىكند، زيرا اين ابزار را در رديف آنچه كه نفس در آن تصرّف مىكند و بين آنها فرق مىگذارد، شمرده است.
٣- اجناس را پس از بر شمردن ابزار چشايى و بويايى ذكر كرده به اين دليل كه نفس امور كليّه را از بررسى جزئيّات انتزاع مىكند، زيرا اجناس امور كليّهاند و نفس پس از ادراك جزئيّات و بررسى آنها متوجّه موارد مشاركت و مباينت آنها مىشود و از آنها تصوّرات و تصديقات كلى انتزاع مىكند. به نظر مىرسد كه مقصود از اجناس در اين جا امور كلّى مطلق باشد نه بعضى از كليّات، چنان كه در اصطلاح علمى نيز چنين است.
(١٦٠٩- ١٦٠٦) در سخن امام (ع) كه فرمود: معجونا بطينت الالوان المختلفة، معجونا، به عنوان حال يا صفت براى انسان منصوب آورده شده است. و مقصود آن اشاره به اختلاف جسمى نوع انسانهاست به حسب رنگها كه به واسطه استعداد ذاتى آنها حاصل مىشود. چنان كه از پيامبر نقل شد كه بعضى انسانها قرمز و بعضى سفيد و بعضى سياهاند. و قبلًا: و طينة الالوان ... داشتيم، و منظور از معجون كردن به الوان مخلوط كردن آنهاست، چنان كه انسانها داراى رنگهاى مختلفى هستند.
بدن يك شخص نيز رنگ واحدى ندارد. آميختگى اعضاى بدن با يكديگر ايجاب مىكند كه بعضى از آنها سفيد، مانند دندانها و استخوانها، بعضى قرمز، مانند خون و بعضى سياه باشند مانند سياهى چشم و مو. و همين طور اختلاف اشخاص در صفات كه امام (ع) به صورت كنايه: سهل، حزن، خبيث و طيّب بيان فرموده بود، به اين حقيقت باز مىگردد كه چون زمين داراى عناصر آميخته فراوانى است و همه آن عناصر به نسبتى در ساختمان جسمانى انسان شركت دارند، گوناگونى سرزمينهاى مختلف اثر كاملى در تفاوت تركيب براى قبول اخلاق مختلف سهل، حزن، خبيث، و طيّب دارند.