ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٦٨ - بحث چهارم - در اقسام خطابه بر حسب اهداف آن
وسع مالى و قادر بر ادامه اين وضع و بهتر ساختن آن باشد.
جزئيّات خطابه بعضى از جزئيّات خطابه خير و بعضى شرّ است. آنچه خير است به دو قسم تقسيم مىشود يا مربوط به امور جسمانى است مانند خوشى ذات و زيادى دوستان و فرزندان صالح، و توانگرى و بخشندگى و نيرومندى، تندرستى و زيبايى، زبان آورى و خوشبختى و نيك اقبالى يا مربوط به امور نفسانى است مانند علم، تيزهوشى، زهد، شجاعت، پاكدامنى، حسن سيرت، اخلاق نيكو و به دست آوردن لوازم هنر و تجارت بر طرف مشورت لازم است كه بر آمادگى هر يك از اين خصوصيّات اشاره كند و همچنين است آنچه مربوط به امور سودمند است. سودمند چيزى است كه نتيجه مطلوب داشته باشد، مانند طلب و جديّت فراهم كردن اسباب و وسايل و دريافت فرصتها و از دست ندادن فايدهها.
امّا امور شرّ امورى هستند كه در مقابل امورى كه ذكر شد قرار دارند و بر طرف مشورت است كه به دورى جستن از علل شر و آنچه كه مانع خير مىشود اشاره كند مانند برگزيدن خوشى و تنبلى و لهو و لعب و از دست دادن اسباب و فرصتها و بىتوفيقى.
گاهى خطيب به آماده كردن مقدماتى نيازمند است كه اين خير بهترين خيرها و آن امر، سودمندترين امور است. مثل اين كه حكم كنيم بهترين كارهاى خير آن است كه همگانىتر، با دوامتر، پر فايدهتر و سزاوارترين كارهاى خير باشد كه خودش مقصود و هدف است. و چون مورد نياز است بزرگترين، مشهورترين و بيشترين كارهاى خير است و براى اين كه بزرگان و توده مردم بداند مايلند بيشترين خيرهاست.
همچنين خطيب نيازمند تهيّه مقدماتى است تا بيان كند كه اين شر زيانبارترين شرهاست، مانند اين كه حكم كنيم كه بدترين شرها عمومىترين،