ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩ - مقدمه مترجمان
حاذق، از آن پس كوشيدهاند، تا شايد به درهاى نهفته حقايق سخن وحى گونهاش دست يابند و جانهاى حقيقت خواه خود را از نسيم عطر آگين كلامش صفا بخشند، و بدين هدف سرمايه عمرشان را صرف كردهاند و هر يك به فراخور ظرفيّت دانش خويش از آن درياى معارف رهتوشه برداشته و بهرهمند شدهاند- هر چند، تلاش و كوشش اينان بسى ارزشمند، و به يقين مورد توجّه آن حضرت و رضاى حق تعالى است- امّا هرگز نمىتوان گفت اينها تمام آن حقايقى است كه منظور نظر امام (ع) بوده است، و اينان خود نيز چنين ادّعائى را نداشته و ندارند، چه زرشناس بهتر از ديگران به گرانبهايى گوهر بىبديل توجّه دارد. بايد گفت نه تنها دانشمندان مسلمان، به ظرافت و زيبايى سخن امام (ع) و عمق ژرفاى معناى بلند كلام حضرتش معترف و مقرّند، بلكه تمام متفكّران، انديشمندان، سياستمداران، حقوقدانان ... همه و هر كس با هر كيش و آيينى، در برابر عظمت روح، بلندى همّت، اجراى عدالت و احقاق حقوق ملّت كه در بيانات حكيمانه آن حضرت متجلّى است، سر تعظيم فرود آوردهاند. چنين است كه جورج جرداق مسيحى كتاب صوت العدالة الانسانيّه را در دو جلد تأليف كرده و بدين وسيله ارادت خود را به آن مقام شامخ اظهار داشته است.
٢- براستى كدام دانشمند آزاد انديشى را سراغ داريد كه نهج البلاغه را مورد تحقيق قرار داده و شيفته گفتار سراسر حكمت آن بزرگوار نگرديده و براى بهره گيرى از اين خوان نعمت و كسب دانش و فضيلت سر از پا شناخته باشد؟ براى اثبات اين مدّعا به تاريخ مراجعه مىكنيم و به اختصار پويندگان اين طريق را نام مىبريم:
مرحوم علامه سيّد هبةالدّين شهرستانى [١] در كتاب ما هو نهج البلاغه [٢] به پنجاه و نه كتاب اشاره كرده است كه پيرامون خصوصيّات و توضيح كلام امام (ع) به رشته تحرير در آمده است. دريغ آمد و بىمناسبت هم نيست كه
[١] سيد هبة الدين شهرستانى (١٩٦٧- ١٨٨٤) از اصلاح طلبان دينى در كربلا و نجف. از جمله تاليفات در كتابهاى الهيئة و الاسلام و ما هو نهج البلاغه مىباشد.
[٢] به نقل از كتاب پيرامون نهج البلاغه، ترجمه ما هو نهج البلاغه، ص ٥٦.