ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٣ - فرموده است رجل وكله الله الى نفسه فهو جائر عن قصد السبيل الى قوله بخطيئته
أَلَّا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى» [١] نتيجه اين حديث اين نيست كه كسى جز ابليس (كه موجب گمراهى مردم است) به جهنّم نمىرود بلكه مقصود اين است كه رهبران گمراهى هر گاه گناهى را رواج دهند موجب گمراهى و ضلالت مردم مىشوند و اين گناه جز از ناحيه نفس آنها، كه بر آن جهل مركّب استيلا دارد و مخالفت يقين است، صادر نمىشود و اين جهل مركب ملكه نفسانى شده و صفحه دلشان را چنان سياه مىكند كه از پذيرش انوار الهى باز مىمانند و همين حالت حجابى مىشود ميان آنها و رحمت حق، آن چنان حجابى كه قوّت و شدّت آن چند برابر حجاب پيروان و اقتدا كنندگان آنهاست. حجابى كه براى پيروان آنها حاصل شده ناشى از حجاب خود آنها و منشعب از آن است و به اين دليل گناه و جرم رهبر و رئيس گمراه به اندازه تمام گناهان پيروانش مىباشد كه به سبب گمراه كردن او حاصل شده است ولى گناهانى را كه پيروان او به دليل ديگرى مرتكب شدهاند به عهده پيشوايشان نيست و اين است معناى كلام خداوند متعال كه فرمود: «لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ» [٢].
واحدى گفته است كه «من» در آيه فوق براى بيان جنس است و براى تبعيض نيست و اگر براى تبعيض مىبود از گناه كسانى كه از بدعت گذاران پيروى مىكنند كم مىشود و اين با فرمايش پيامبر (ص) تناقض پيدا مىكرد كه فرمود از گناه پيروان آنها چيزى كم نمىشود.
من «شارح» معتقدم كه هر چند توجيه واحدى زيباست ولى لازمه «من تبعيضيّه» اين معنى نيست، زيرا گوينده اين سخن مىتوانست بگويد كه پيروان، برخى از تصاوير گناهان را بر عهده دارند نه برخى از عين آن گناهان را. هر گاه
[١] سوره نجم (٥٣): آيه (٣٨): هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نخواهد گرفت.
[٢] سوره نحل (١٦): آيه (٢٥): گناهانى كه به سبب گمراه كنندگان حاصل شده است بر عهده گمراه كنندگان است.