ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٠٧ - فرموده است ساع سريع نجا، طالب بطىء نجا، و مقصر فى النار هوى
زايد پاك مىسازد و از خداوند مىخواهد كه آن را از آفات آسمانى مانند برق و غيره حفظ كند تا به كمال برسد و اين اميدوارى بجايى است و سزاوار است آن را اميد ناميد، زيرا گمان دارد كه از اين زراعت به مقصدش برسد. و همچنين اگر كشاورزى در بذرافشانى تأخير داشته باشد و در اوّل وقت كشاورزى مبادرت به كشت نكند و يا در تهيه بعضى از عوامل كشاورزى كوتاهى كرده باشد، با اين وصف باز هم مىتواند از جمله اميدواران باشد. ولى اگر براى كشت بذرى مناسب به دست نياورده، يا بذر را در زمين شورهزار، يا در زمينى كه پر از بوتههاى بيگانه است بپاشد آن گاه انتظار برداشت محصول هم داشته باشد، اين انتظار حماقت است. بنا بر اين اسم اميد در موردى است كه تمام يا بيشتر اسباب اميدوارى را كه تهيّه آنها در اختيار اوست فراهم كند و جز امورى كه در اختيار خداست «مانند برطرف كردن آفات آسمانى» باقى نماند و رفع آنها را از خداوند طلب كند همچنين است حال بندهاى كه بذر معارف الهى را در سرزمين نفسش در زمان خود، يعنى از زمان بلوغ تا پايان عمر، بكارد و با طاعات و عبادات آن را آبيارى كند و در پاكيزگى نفسش از زشتيهاى اخلاق رذيلهاى كه مانع نموّ علم و زيادى ايمان مىگردد بكوشد و از فضل خداوند انتظار داشته باشد كه او را در اين راه تا زمان رسيدن به مقصود و برداشت نتيجه پايدار بدارد. اگر چنين باشد انتظار چنين كسى همان اميدوارى پسنديده و مقام سابقين در ايمان است. ولى اگر بذر ايمان را در نفس بيفشاند امّا در فراهم آوردن بعضى اسباب و عوامل آن كوتاهى كند، و يا در بذر و آبيارى به نوعى اهمال بورزد كه موجب ضعف محصول شود، سپس اميد برداشت محصول داشته و به فضل خدا اميدوار باشد كه محصول را براى او مبارك گرداند كه خدا رزّاق و داراى قدرت برتر است، بر چنين كسى نيز «اميدوار» صدق مىكند، زيرا بيشتر اسباب لازم را براى كشت و زراعت فراهم كرده و اين چنين شخصى به عنوان قسم دوم، يعنى اميدوار كند عمل در عبارت