ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٤٠ - بحث چهارم - امام(ع) انواع ديگرى از فرشتگان را نام برده است و به تفاوت مرتبهشان
قوّه خيال و ذاكره به طور كلّى است، به همين دليل است كه فراموش كننده چيزى براى به دست آوردن مجدّد آن نيازمند تلاش است و بايد براى به دست آوردن دوباره آن خود را به زحمت اندازد. با توضيحى كه داده شد تفاوت ميان غفلت، سهو و نسيان روشن شد. با در نظر گرفتن معانى غفلت و سهو و نسيان معلوم شد كه اين سه امر از لواحق قواى انسانى هستند، پس لازم است كه از فرشتگان آسمانى سلب شود، زيرا مسلّم است كه فرشتگان آسمانى داراى قواى جسمانى نيستند.
امام (ع) پس از آن كه سهو عقول را از فرشتگان نفى كرده است معناى عمومىترى را كه غفلت است از فرشتگان سلب فرموده است، زيرا سلب غفلت از فرشتگان لازمهاش سلب نسيان از آنها مىباشد هر چند نفى سهو از فرشتگان در سلب نسيان از آنها كافى بوده ولى سلب غفلت را براى تأكيد ذكر كرده است.
امّا سخن حضرت كه فرمودند: «فرشتگان فترت در ابدان ندارند»، براى اين است كه فترت توقف اعضاى بدن از عمل است و نقصان يافتن اعضا به سبب خستگى كه در روح بدن پديد مىآيد و پس از استراحت مجدداً اعضا آماده انجام كار مىشوند و همه اينها از توابع مزاج حيوانى است، بنا بر اين در سلب آنها از فرشتگان چارهاى نيست.
امام (ع) در باره بعضى ديگر از فرشتگان مىفرمايند: «آنان امين وحى خدا و به منزله زبان براى رسول خدا مىباشند و در رساندن احكام و اوامر الهى آمد و رفت مىكنند». بعيد نيست كه اين قسم از فرشتگان داخل در اقسام قبلى باشند، ذكر مجدّد آنها به اعتبار صفت امانت بر وحى و رسالت و رساندن امر خدا به انبيا و غير آنان مىباشد، زيرا از جمله فرشتگان مرسل جبرئيل (ع) است و او از فرشتگان مقرّب خداست.
چون ثابت شده است كه وحى و ساير افاضات از جانب خداوند تعالى