ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٠٧ - بحث پنجم - تشبيه از لحاظ وجه شبه به دو قسم مفرد و مركب تقسيم مىشود
ضرب المثل عربها كه مىگويند: هو كمن يجمع سيفين فى غمد، «او مانند كسى است كه دو شمشير را در يك غلاف جا مىدهد». همچنين مىگويند: هو كمن ينثر الجواز على القبّه، «او مانند كسى است كه گردكان بر گنبد مىپراكند». در مثل اوّل صرف آوردن مفعول (يعنى سيفين) براى تشبيه كفايت نمىكند و مادامى كه همراه جار و مجرور (يعنى فى غمد) نباشد مفيد فايده نيست. و مانند دو تشبيه فوق است سخن خداوند متعال: «مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ» [١] در اين تشبيه مثل يهود به حمار تنها براى حمل نيست بلكه براى دو امر ديگر است يكى متعدّى شدن حمل به كتاب و ديگرى بىخبرى از محتواى كتاب، مقصود از تشبيه سرزنش كسى است كه خود را به رنج مىاندازد از حمل چيزى كه داراى سود بزرگى است و به دليل نادانى از آن بىبهره مىماند. و اين مقصود از حمل تنها و بدون دو شرط مذكور (منفعت فراوان كتاب و جهل و نادانى) حاصل نمىشود.
هر گاه وجه شبه وصف مقيّد باشد دو صورت متصوّر است: يا جدا آوردن يكى از دو جزء تشبيه ممكن است و يا ممكن نيست. جدا آوردن اجزاى تشبيه مانند شعر شاعر:
|
فكانّ اجرام النّجوم لوامعا |
درر نثرن على بساط ارزق [٢] |
|
در اين بيت ستارگان به در و آسمان به بساط كبود رنگ تشبيه شده است.
اگر در اين مثال اجزاى تشبيه را از يكديگر جدا كرده و بگويى: كانّ النجوم درر، و كانّ السّماء بساط ارزق، تشبيه داراى معنى است هر چند معناى مقصود گوينده شعر تغيير يافته است. زيرا مقصود شاعر از تشبيه در اين جا بيان امور شگفت آورى است و آن طلوع ستارگان درخشان و پراكنده در بستر آسمان نيلگون و روشن و درخشش ستارگان در آن بستر نيلگون مىباشد و روشن است كه اين
[١] سوره جمعه (٦٢): آيه (٥): مثل يهود مثل خرى است كه كتاب حمل مىكند.
[٢] گويا جرم ستارگان درخشان درهايى هستند كه بر بساط كبود رنگ افشانده شدهاند.