ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨٨ - يه - رسول خدا(ص) على(ع) را از آغاز عمر تا بالاترين مراتب كمالات نفسانى تربيت كرد
در خانهاى نيامده بود مگر خانه رسول خدا و خديجه كه من سوّم آنها بودم نور وحى و رسالت را مىديدم و بوى نبوّت و پيغمبرى را مىبوييدم، و هنگامى كه وحى بر آن حضرت نازل شد، صداى شيطان را شنيدم، گفتم اى رسول خدا اين چه صدايى است؟ فرمود اين شيطان است كه از پرستيده شدن مأيوس شده آنچه را من مىشنوم تو مىشنوى و آنچه را مىبينم مىبينى، مگر اين كه پيغمبر نيستى ولى وزيرى و بر خير و نيكى هستى ...» [١] تا بدان جا كه پس از پيامبر استاد جهانيان در همه علوم شد.
توضيح مجمل در باره اين حديث شريف، كلام رسول خداست: «من شهر دانشم و على دروازه آن است» [٢]. شك نيست مقصود پيامبر (ص) از اين كلام اين است كه خود آن حضرت سرچشمهاى است كه از آن علوم اسلامى و رموز حكمت كه قرآن حكيم و سنّت كريم را نيز شامل است، جارى است. رسول خدا مصدر اين علوم و محيط بر آنهاست، زيرا تعبير خود به مدينه به معناى جامعيّت آن مىباشد. پس از پيامبر (ص) على (ع) منشأ تمام اين اسرار و هدايت كننده مجملات قرآن و سنّت و احكام كلّى اسلامى است زيرا على (ع) داراى قدرت و استعدادى بود كه به آسانترين وجه اسرار را درك مىكرد و راه را به ديگران نشان مىداد. دروازه شهر علم همان جهتى است كه مردم روى به آن سو دارند و از آن خواستههاى خود را دريافت مىكنند.
توضيح مفصّل كلام على (ع): هنگامى كه به جستجوى و فحص همه علوم مىپردازيم در مىيابيم كه بزرگترين آنها دانش الهى است. در خطبههاى آن حضرت از رموز توحيد، نبوّت، قضا و قدر، اسرار معاد وارد شده است، كه بيان خواهيم كرد در كلام هيچ يك از علما و استوانههاى حكمت نيامده است، سپس
[١] خطبه قاصعه ص ١٩٢ ابن ابى الحديد و ص ٢٣٤ فيض الاسلام.
[٢] انا مدينة العلم و على بابها.