ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠٨ - بحث اول - ضمير در كلمه«فى ولده» به آدم(ع) باز مىگردد يعنى خداوند از نژاد آدم(ع) انبيايى را برگزيد
وحى و اداى امانت تبليغ رسالت، حكم حكمت الهى بر آنها به لحاظ وظيفهاى كه در ضبط وحى در لوح وجود خود دارند مىباشد، كه نفوس ناقصه را به وسيله قدرت استعدادى كه خداوند به آنها داده است، به خداوند جذب كنند و با كمالى كه خداوند به آنها بخشيده قدرت دارند كه ابناى ناقص نوع خود را كمال ببخشند.
چون در عرف عهد و پيمان گرفتن به معناى الزام انسان به امرى و تأكيد بر قيام آن است. و التزام عملى به آن بستگى به درجه ايمان و ناظر دانستن خدا دارد، و از طرفى حكم الهى بر ارسال نفوس انسانى به اين عالم مقرر شده و مقصود عنايت الهى از اين بعث و انگيزش اين بوده است كه آنچه در نفس انسانها بالقوّه وجود دارد به كمال فعلى برسد و اين هدف حاصل نمىشده است مگر اين كه بعضى از راهنماى بعضى قرار دهد. از راهنمايان بشرى عهد و پيمان گرفته است كه وظيفه خود را در ارشاد خلق به انجام برسانند. و بدين لحاظ كار انبيا و تعهّد آنها در مقابل رساندن دين خدا به مردم و ارشاد آنها، شباهت يافته است به امانتى كه مردم در نزد هم مىگذارند. پس اطلاق اين الفاظ بر وحى الهى كه در نزد انبياست و استعاره آوردن براى آن معانى زيباست.
(١٧٩٦- ١٧٦٥) كلام امام (ع) كه فرمود: لمّا بدّل اكثر خلق اللّه عهدهم ... الى آخره به حكمت الهى در وجود انبيا و لوازم آن اشاره دارد.
اين كلام امام (ع) يك قضيّه شرطيّه متّصلهاى است كه تالى آن به دليل پيوستگى داستان انبيا به داستان آدم، مقدّم بيان شده است. تقدير كلام امام (ع) چنين بوده است: لمّا بدّل اكثر خلق اللّه عهده اليهم [جمله شرطيّه] اصطفى سبحانه من ولده انبياء اخذ على الوحى ميثاقهم فبعثهم فى الخلق (جواب شرط).
عهدى كه آدم (ع) بدان اشاره كرده است همان معنايى است كه در آيه