ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣١ - خطبه سيد رضى
و حسين (ع) مىباشد. عقيده ابى سعيد خدرى نيز همين است و مقصود سيّد رضى از اهل بيت در اين عبارت على، فاطمه، حسن و حسين (ع) و ائمه بعد از آنهاست.
سيّد رضى اهل بيت را به چهار صفت به شرح زير توصيف كرده است:
١- مصابيح بودنشان. اين صفت به صورت استعاره كنايهاى بر آنها اطلاق شده است. با اين توضيح كه مردم به وسيله آنها از ظلمات جهل رهايى مىيابند.
چنان كه به وسيله چراغ در تاريكى راه مىيابند.
٢- حافظان امّت از لغزشاند. يعنى به سبب هدايت آنها به راه مستقيم، مانع از آنند كه مردم در يكى از دو طرف افراط و تفريط فرو غلتند.
٣- شاخص روشنى براى شناخت واضح دين هستند. چنان كه در گذشته گفتيم «منار» به معناى جايگاه نور است. و اين عبارت چنان كه گذشت به طريق استعارهاى زيبا به كار رفته است.
٤- آنان معيار فضيلتهاى برترند. اضافه مثاقيل به فضل يا به تقدير لام است يعنى مثاقيل للفضل، در اين صورت هر گاه بخواهيم فضيلت مردم را نسبت به يكديگر بسنجيم فضيلت اهل بيت را معيار قرار داده و نسبت به آن مىسنجيم.
و يا عبارت به تقدير من مىباشد. يعنى مثاقيل من الفضل. در اين صورت چنين معنى مىدهد كه فضيلت ديگران تابعى از فضيلت آنهاست. و فضيلت آنها نسبت به همه برترى دارد. لفظ مثاقيل در اين جا استعاره است. و جهت مشابهت عبارت است از اين كه آنها معيار و ميزان سنجش مردماند. چنان كه مثقال چنين است.
قوله: و صلّى اللّه عليهم أجمعين ... تا نجم طالع.
مىگويم (شارح): پس از اين كه سيّد رضى از خداوند سبحان براى پيامبر و آلش تقاضاى رحمت كرد. به سه اعتبار شايستگى آنها را براى اين صلوات به