ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٤ - بحث دوم - بيان قوه عملى آن حضرت
چيز، دو لازم مختلف (هم حق و هم باطل) ندارد. پس قطعا محال است كه على (ع) پيرو هواى نفس باشد و معناى عفّت همين است.
از امورى كه بردارا بودن ملكه عفّت آن حضرت تأكيد دارد، روايتى است كه آن حضرت هرگز غذاى سير نخورد و از همه مردم از جهت لباس و غذا بيشتر در مضيقه بود، و به قرصى از نان جو اكتفا مىكرد و به ندرت گوشت مىخورد و بارها مىفرمود: شكمتان را قبرستان حيوانات قرار ندهيد.» [١] كه مقصود حضرت از بيان اين مطلب بىعلاقه كردن مردم به خوردن گوشت بوده است و تمام گفتار حضرت زهد از دنيا و خوشيهاى آن مىباشد.
سوّم- شجاعت شجاعت ملكهاى است كه از اعتدال قوه غضبيه با توجه به دخالت عقل در قواعد آن، براى نفس حاصل مىشود. اعمالى كه از نفس در اين رابطه صورت مىپذيرد حدّ وسط ميان ترس و بىباكى است. ثبوت اين فضيلت براى امام (ع) به تواتر روشن است تا آن جا كه شجاعت على (ع) در باره مردان شجاع ضرب المثل است.
چون دانستى كه ملكه اخلاق و عفّت و شجاعت به كاملترين وجهى براى على (ع) ثابت است و روشن شد كه اين سه خصلت لازمه عدالت است، ثابت مىشود كه ملكه عدالت براى آن حضرت مسلّم بوده است.
امّا بقيه اقسام حكمت عملى، مانند حكمت سياسى و مديريّت منزل چنان كه دانستى فايده آن دو اين است كه مردم دليل مشاركت خود را در امور اجتماعى بدانند تا در جهت مصالح نظام اجتماعى و اداره امور همكارى كنند.
امام على (ع) در اين قسم حكمت داراى برجستگى خاصّى بوده است، براى شناختن اين حقيقت توضيح مجمل و مفصّل زير تو را كفايت مىكند.
[١] لا تجعلوا بطوونكم مقبرة للحيوان.