ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٢٧ - فرموده است فلما نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت اخرى و فسق اخرون
است، همچنان كه مشنفرىّ در شعر خود «حسن» را به اين معنى آورده است:
مهضومة الكشحين خرماء الحسن: [١] م نقل شده كه امير المؤمنين (ع) در آن روز به هنگام بيعت مانند نشستن رسول اللّه (ص) دو زانو نشسته بود كه به قرفصاء معروف بود و آن جمع كردن زانوها و زير بدن قرار دادن است، چون مردم براى بيعت با آن حضرت تجمّع كرده بودند مزاحمت ايجاد كردند تا اين كه دو انگشت پاى حضرت آسيب ديد و پايين ردايش پاره شود و مراد حسن و حسين (ع) نيست زيرا كه آن دو مانند ديگر حاضران بزرگسال بودند. و اين نقل، نقل اوّل را تأييد مىكند. امّا بايد دانست، اين كه امام (ع) حسن و حسين (ع) را قصد كرده باشد به معناى كل خطبه نزديكتر است.
(٢٨١٩- ٢٨١٦)
فرموده است: مجتمعين حولى كر بيضة الغنم.
كلمه «مجتمعين» در اين عبارت مانند كلمات قبل امام، حال است و عمل كننده در مجتمعين و كلمات حال قبلى يك فعل و يا به قولى دو فعل «وطئ» و «شقّ» است. امام (ع) اجتماع مردم را در اطراف خود به گلّه گوسفند تشبيه كرده است و وجه تشبيه روشن است. احتمال دارد كه حضرت در وجه تشبيه علاوه بر ازدحام معانى ديگرى نيز در نظر گرفته باشد و آن اين كه مردم را به دليل ندانستن اين كه چه چيز را بايد كجا قرار داد، و كمى درك و عدم رعايت ادب آنها را به گوسفند تشبيه كرده باشد و عرب گوسفند را به كم فهمى و كم هوشى توصيف مىكند.
(٢٨٣٠- ٢٨٢٠)
فرموده است: فلمّا نهضت بالامر نكثت طائفة و مرقت اخرى و فسق اخرون
مقصود امام (ع) از «ناكثين» طلحه و زبير است، چه آنها با امام (ع) بيعت
[١] م هر دو ران لاغر و هر دو شصت پا آزرده شده است.