ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٨٨ - بحث دهم - در بيان امورى است كه ممكن است فهم آنها در داستان خلقت آدم مشكل باشد
(١٥٨٣- ١٥٨٠) امام (ع) كه فرمود: و فكر يتصرّف بها، اشاره به قوّه انديشه در هر يك از افراد انسان و تصرّف آن در بررسى قوّه خيال و وهم و تركيب بعضى با بعضى و يا تجزيه بعضى از بعضى مىباشد.
(١٥٨٩- ١٥٨٤) كلام امام (ع) كه فرمود: و جوارح تختدمها، اشاره به اعضاى عمومى است كه قبلا توضيح داديم كه همه آنها خدمتگزار براى نفس و ابزار كار براى آن مىباشند و از آن جهت به «ايدى» (دستها) تعبير شدهاند، چنان كه در آيه شريفه آمده است: وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى [١]. احتمال دارد كه منظور از جوارح اعمّ از اعضاى ظاهرى باشد و شامل چشم و قلب نيز بشود. چنان كه از معصوم نقل شده است: يا مقلّب القلوب و الابصار، در اين عبارت تغيير و دگرگونى براى قلب نيز به كار رفته است.
(١٥٩٧- ١٥٩٠) كلام امام (ع) كه فرمود: و معرفة يفرق بها بين الحقّ و الباطل، احتمال دارد كه اشاره به استعداد نفس براى درك معقولات ثانوى باشد كه بر حسب اين كه داراى معارف اولى، يعنى بديهيّات اوّليّه است، عقل بالملكه ناميده مىشود. زيرا حق و باطل امور كلى هستند و قواى بدن در ادراك امور كليّه بهرهاى ندارند. و محتمل است كه مقصود معرفت قوّه استعدادى اولى براى انسان باشد كه عقل هيولانى ناميده مىشود.
(١٦٠٥- ١٥٩٩) در اين عبارت: الاذواق و المشام و الالوان و الاجناس، امام (ع) به سه موضوع اشاره فرموده است.
١- براى انسان وسيلهاى وجود دارد كه با آن چشيدنيها، و وسيله ديگرى است كه با آن بوييدنيها، و ابزارى است كه با آن رنگها را درك مىكند. قبلًا همه اينها را توضيح داديم.
[١] سوره كهف (١٨): آيه (٤٢): او مرتّب دستهاى خود را- به خاطر هزينههايى كه در آن صرف كرده بود- به هم مىماليد.