ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧ - بحث اول - در مورد تجنيس(هم جنس بودن) است
مانند سخن خداوند متعال: وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ [١]. در اينجا بين امر و امن تجنيس ناقص و «ر» و «ن» قريب المخرج نيستند. در وسط كلمه مانند سخن خداوند متعال «وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ» [٢]. در اينجا بين كلمه شهيد و شديد تجنيس ناقص است و «ه» و «د» مختلف المخرجاند.
در اوّل كلمه مانند سخن حريرى: لا اعطى زمامى من يخفر ذمامى «اختيارم را به كسى كه با من عهد شكنى كند نمىدهم». شاهد در اينجا دو كلمه زمام و ذمام است كه بين آنها تجنيس ناقص است زيرا «ز» و «ذ» دو نوع حرف است.
تجنيس يا در آخر دو عبارت و در مقابل يكديگر قرار دارند كه واضح و آشكار است و يا نزديك به يكديگر و در آخر يك عبارت قرار دارند كه مزدوج و مكرّر ناميده مىشود مانند قول عرب: النبيذ بغير نغمّ غمّ و بغير دسم سمّ، «شراب بىنغمه خوان غم انگيز است و بدون گوشت و چربى خوردن سمّ است». من طلب شيئا وجدّ وجد، «كسى كه چيزى را با جديّت بخواهد مىيابد».
من قرع بابا ولجّ ولج: «هر كس درى را با اصرار بكوبد باز مىشود». در اين مثالها بين نغم و غمّ، دسم و سمّ، جدّ و، وجد، لجّ و لج تجنيس مزدوج است.
گاهى تجنيس صراحت ندارد و با اشاره است مانند سخن عرب: حلقت لحية موسى باسمه و بهرون اذا ما قلبا: «محاسن موسى با تيغ تراشيده شد و همچنين تراشيده شد به وسيله هارون وقتى كه وارونه خوانده شود (نوره)» در اينجا بين موسى (نام شخصى) و باسمه (يعنى موسى به معناى تيغ) تجنيس به اشاره است گاهى تجنيس به گونهاى است كه در حروف و معنى با هم اختلاف دارند چنين تجنيسى مشوّش ناميده مىشود مانند سخنى كه گفتهاند: فلان مليح البلاغة
[١] سوره نساء (٤): آيه (٨٣): وقتى كه فرا رسد آنها را فرمانى به آسايش.
[٢] سوره عاديات (١٠٠) آيه (٧ و ٨): انسان بر تمرّد نفس خويش گواه و مال را سخت دوست دارد.