ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٦٥ - شرح
(١٠٠٩) ٩- از سخنان آن حضرت است
: وَ قَدْ أَرْعَدُوا وَ أَبْرَقُوا- وَ مَعَ هَذَيْنِ الْأَمْرَيْنِ الْفَشَلُ- وَ لَسْنَا نُرْعِدُ حَتَّى نُوقِعَ وَ لَا نُسِيلُ حَتَّى نُمْطِرَ (٣٥٧٢- ٣٥٥٣)
[لغات]
(المفشل): ترس و ناتوانى، در اين جا منظور طلحه و زبير و پيروان آنهاست و اين كلام براى نكوهش طلحه و زبير است.
[ترجمه]
« [طلحه و زبير و ياورانشان] براى ترسانيدن من مانند ابر غريدند و براى برخورد جرقّهاى ايجاد كردند و با اين حال شكست خوردند ولى ما تا كارى را نكنيم كسى را نمىترسانيم و تا باران نباريم سيل جارى نمىكنيم (يعنى گفتار و كردارمان يكى است)».
[شرح]
(٣٥٥٧- ٣٥٥٣) امام (ع) لفظ «ارعاد» و «ابراق» را براى ترساندن از جنگ استعاره آورده است، در مثل گفته مىشود: ارعد الرّجل و ابرق، يعنى تهديد كرد و ترساند. در همين رابطه كميت شاعر گفته است: ارعد و ابرق يا يزيد فما وعيدك لى بضائر [١]
[١] مرا تهديد كن و بترسان اى يزيد تهديد تو ضررى به من نمىزند.