ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٥٨ - بحث دوم - در موضوع خطابه و اجزاى آن است
كننده است و اين را شهادت محصوره مىنامند.
در صورتى كه شهادت حالى باشد يا با عقل درك مىشود يا با حس. آن كه با عقل درك شود مانند برترى گوينده، شهرت وى به صداقت و فهميدگى.
وضع و حالتى كه با حس درك شود يا به وسيله گفتار است يا بدون گفتار، به وسيله گفتار مانند استشهاد به معجزه در تحدّى مدّعى نبوّت، مانند حالت شادمانى كسى كه سوگندش مورد قبول واقع شده و مانند حالت و رضايتى كه طرفين قرار داد پس از بستن قرار داد كتبى پيدا مىكنند.
حالت ادراك حسّى بدون گفتار به دو صورت ممكن است:
الف- حالتى است كه از انفعال نفس حاصل مىشود مانند برافروختگيى كه در صورت خبر دهنده به واسطه قبول خبرش پيدا مىشود و مانند حالت وحشت زده چهره كسى كه از نزول عذاب و پيش آمدن بلايى خبر مىدهد.
ب- حالتى كه از تأثير امرى خارج از نفس حاصل مىشود، مانند شهادت مجروح بر حضور دشمن جنگجو.
٣- تدبيرى كه مفيد آمادگى است و آن يا براى گوينده است به گونهاى كه سخنش مورد پذيرش واقع شود، و يا براى سخن است به گونهاى كه براى مردم مفيد واقع شود، و يا براى شنونده است به گونهاى كه بيشتر توجه پيدا كند.
آمادگى گوينده اين است كه در خود ايجاد فضيلت نفسانى كند و ظاهر خود را چنان كند كه مقبول واقع شود.
آمادگى سخن به اين است كه در آن تصرّف قابل قبولى صورت گيرد يعنى گاهى آهنگ صدا را بالا و گاهى پايين برده گاهى محكم و گاهى نرم و غمانگيز ادا كند و بهر حال چنان كه در تزيين سخن خواهد آمد رعايت حال شنوندگان را بكند.
آمادگى شنوندگان: شنونده يا كسى است كه روى سخن با اوست و يا داورى است كه بين دو مخاطب داورى مىكند و يا ناظر است.