ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٧ - فرموده است و كمال معرفته التصديق تا نفى الصفات عنه
باشد و پس از ذكر مقدّمات روشن مىشود كه مقصود از همه مقدمات و نتايج، آخرين نتيجه بوده است و در اين عبارت مقصود اين است كه كمال شناخت خداوند نفى صفات از ذات حق تعالى است. قياس مركّب به چندين قياس تقسيم مىشود كه شبيه قياس مساوات مىشود، زيرا ميان دو مقدمه قياس در حد وسط آنها شركت وجود ندارد. بنا بر اين هر قياس براى رسيدن به نتيجه به قياس ديگر نياز دارد تا به آخرين قياس دست يافته و نتيجه حاصل شود.
مقصود از تركيب اوّل (قياس اوّل) در عبارت امام (ع) اين جمله است «كمال شناخت خداوند تصديق اوست (مقدمه اول) و كمال تصديق حق متعال توحيد اوست (مقدّمه دوم) نتيجه آن كه كمال شناخت خداوند يگانه دانستن اوست [١].» در قياس فوق چون كمال معرفت تصديق و كمال تصديق توحيد بوده است، نتيجه اين شده است كه كمال معرفت خداوند يگانه شناخت او است.
پس از اين دو مقدّمه به مقدّمه سوّم مىرسيم كه قياس جديدى را تشكيل مىدهد و آن عبارت است از سخن حضرت كه فرمود: «كمال توحيد خالص شدن براى خداست» و نتيجه آن اين است كه كمال معرفت خدا، خالص شدن براى خداست و از تركيب اين نتيجه با مقدّمه چهارم كه عبارت است از اين گفته حضرت: «كمال خالص شدن براى خدا نفى صفات از ذات حق متعال است»، مقصود حاصل مىشود.
اطلاق لفظ كمال در عبارت را امام (ع) به اين حقيقت توجّه مىدهد كه شناخت خداوند متعال از امور تشكيكى است، زيرا قابل افزايش و نقصان مىباشد. توضيح اين كه چون ذات حق تعالى از اقسام تركيب به دور است،
[١] قياس مفصّل قياسى است كه پس از ذكر دو مقدّمه نتيجه گرفته مىشود و سپس نتيجه به عنوان مقدمه اوّل در قياس دوّم به كار مىرود تا در نهايت نتيجهاى كه مقصود است به دست آيد چنان كه در عبارت امام (ع) چند قياس به كار رفته و نتيجه هر قياس به عنوان مقدّمه اوّل در قياس بعدى مورد استفاده واقع شده است.