ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٤١ - بحث چهارم - امام(ع) انواع ديگرى از فرشتگان را نام برده است و به تفاوت مرتبهشان
بر بندگان به واسطه فرشتگان انجام مىگيرد و چگونگى آن را قبلًا دانستى، ناگزير صحيح است كه بعضى فرشتگان امناى به روحى و خبرگزاران نسبت به پيامبر باشند. زيرا امين نگهبانى است براى چيزى كه حفاظت آن را به عهده گرفته تا به مستحقش برساند. و علاوه بر آن وحيى كه به واسطه فرشتگان نازل شود از هر جهت محفوظ و به دور از خلل سهو مىباشد، چون لازمه سهو كه قواى جسمانى است در فرشتگان نيست. و به طور عمد نيز موجبى براى خلاف نيست، زيرا خداوند متعال مىفرمايد: يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ [١] اين سخن امام (ع) كه آنها زبان گويايى به سوى رسولان هستند، استعاره زيبايى است. در مثل گفته مىشود فلان شخص زبان قومش مىباشد، يعنى احوال آنها را بروشنى بيان مىكند. پس بر چنين شخصى كلمه زبان اطلاق مىشود زيرا از هر چه در نفس وجود دارد پرده بر مىدارد و چون فرشتگان در اداى خطابات خداوند كريم ميان پيامبران و حق واسطه هستند و اوامر حق را براى آنها توضيح مىدهند، استعاره آوردن لفظ زبان گويا براى آنها به دليل وجه مشابهتى كه در اين مورد وجود دارد زيباست.
منظور امام (ع) در اين جا از اختلاف ملائكه و رفت و آمد آنها به فرمان خدا و رساندن احكام خدا به طور پياپى به مردم مىباشد و منظور از قضاى الهى امور حتمى است. در مثل گفته مىشود اين قضاى الهى است، يعنى حكم قطعى. بنا بر اين از كلمه قضا معناى مصدرى منظور نيست، بلكه معناى قضاى الهى نوشته لوح محفوظ به قلم الهى است در باره آنچه بوده و خواهد بود، و آن امرى است كه از تقدير خداوند گذشته است. چنان كه رسول خدا فرموده است:
قلم از آنچه كه بايد بنويسد فراغت يافته و خشك شده است.
[١] سوره نحل (١٦): آيه (٥٠): آنها از پروردگارشان مىترسند و به آنچه فرمان داده مىشوند عمل مىكنند.