ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٨٨ - فرموده است فى خير دار و شر جيران
خوارى از ناحيه مردم بر دهان دارد كه نمىتواند امر به معروف و نهى از منكر كند زيرا دانش در بين آنها وجود ندارد و جهل بر آنها غلبه كرده است و نادانان آن سرزمين مورد احترامند به دليل تناسبى كه با نادانى و موافقتى كه با باطل دارند، و مقصود يا شام است يا عراق. اگر مقصود از خيردار شام يا عراق باشد «بارض» ويژگيهاى شام يا عراق را بيان مىكند و بدگويى كه در سخن امام (ع) آمده است به مردم آن سرزمين مربوط مىشود كه عالمشان به سكوت واداشته شده و جاهلشان مورد احترام است. هر چند امام (ع) مذمّت را به سرزمين نسبت داده، ولى مربوط به انسانهاست. به اين دليل كه اگر مذّمت را به سرزمين نسبت دهيم با توصيفى كه براى زمين آورده و آن را خيردار خوانده منافات پيدا مىكند.
احتمال ديگر اين كه «واو» در و الناس «واو» حاليه باشد و عمل كننده در حال فعل ارسل، در اين صورت فتنه مورد اشاره امام فتنه عرب جاهلى به هنگام بعثت پيامبر است و بهترين خانه مكّه و بدترين همسايگان قريش مىباشد و دانشمند به سكوت كشيده كسى بود كه پيامبر را تصديق و بعثت را حق مىدانست و بالجام تقيّه و ترس دهان خود را بسته بود، و نادان مورد احترام تكذيب كنندگان پيامبر بودند و اين احتمال زيبايى است.
بدان آنچه به ذهن مىرسد اين است كه اين مقدار از خطبه را كه سيّد رضى آورده فصول تلفيق شدهاى است كه نظام خطبه واحدى را ندارد، هر چند به صورت خطبه واحد آمده است ولى به دليل اختلاف مقاصد و موضوع، مطالب گوناگونى را بحث مىكند و نشان دهنده اين است كه كلمات مختلف امام به صورت تلفيقى خطبه واحدى را به وجود آورده است، كه البته خدا آگاهتر است.