ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٩ - مقدمه مترجمان
شده است كه بعدها ميرزا حبيب اللّه خويى (ره) با وجودى كه شرح ابن ميثم را، بر ساير شروح ترجيح داده از آن انتقاد كرده، به نوشتن شرح خود مبادرت ورزد [١]، در حالى كه به نظر ما نقطه قوّت اين شرح، توجيهات كلامى و فلسفى آن است، چه اگر ضعفى براى شرح ابن ميثم در نظر بگيريم بعضا همان مواردى است كه نامبرده تأويلات روايى كرده و اخبار ضعيف را مورد استناد قرار داده است.
٣- ابن ميثم با وجودى كه شيعه و از ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت است و خضوع خاصى نسبت به مولاى متّقيان امير المؤمنين (ع) داشته است، با اين وصف در شرح كلام امام هر جا كه سخن از خلفاى سه گانه (ابو بكر- عمر و عثمان) به ميان آمده است، نزاكت قلم و بيان را حفظ، و چنان كه خود در مقدّمه شرح اظهار داشته، با متانت خاصى برخورد كرده است، با اين كه موضع گيريهاى حادّ زمان ايشان چنين چيزى را ايجاب نمىكرده است. دليل روشن اين ادّعا آن است كه ابن ابى الحديد معتزلى را به علّت منصفانه برخورد كردن با مسائل اجتماعى و سياسى نهج البلاغه، تا روزگار صفويّه شيعه مىدانستهاند [٢].
٤- شارح كوشش كرده، تا آنجا كه ممكن است، علّت و مناسبت ايراد خطبه و كلام امام (ع) را ذكر كند و توضيح دهد كه در چه وقت و در كجا و به چه مناسبتى اين سخن از امام (ع) صدور يافته است.
٥- سعى بليغ ابن ميثم در شرح بيانات امير المؤمنين (ع) بخصوص در مسائل اعتقادى اين است كه مبنايى براى كلام امام (ع) از آيات قرآنى (كه حق هم همين است) بيابد و دقيقا سخنان حضرت را در بر گرفته از كلام حق متعال و منطبق بر آن بداند.
٦- ابن ميثم معتقد است كه اگر هدف از بعثت انبيا، ارشاد خلق و هدايت آنها به سوى حضرت حق است كلام امام (ع) در بر دارنده تمام مقصد و هدف شريعت است و چون هيچ كلامى جامعيّت سخنان امام (ع) را ندارد پس بيانات آن بزرگوار جلوهاى از كلام خدا و پرتوى از گفتار رسول خدا (ص)
[١] همان مأخذ، ص ١٥٤.
[٢] همان مأخذ ص ١٣٢.