ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٧ - خطبه سيد رضى
حضرت است كه فرمود: آدم و پيامبران بعد از او زير لواى من هستند.
سوّم- سيّد رضى آن حضرت را سراج امت ناميده است به دليل كلام حق تعالى: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ [١].
تشبيه آن حضرت به چراغ روشن، استعاره لطيفى براى آن حضرت است. زيرا همان طور كه از ويژگيهاى چراغ، روشن ساختن اطراف و راهنمايى خلق در تاريكى است. پيامبر (ص) قلوب عالم را به انوار وحى و رسالت روشن ساخته تا اين كه مردم از ظلمت جهالت به وسيله آن حضرت نجات يابند. بدين سبب استعاره آوردن چراغ براى آن حضرت استعارهاى زيباست و آن استعاره محسوس به معقول است بر سبيل كنايه، بر اين كه آن حضرت مرشد و هدايتگر مردم به سوى حق است.
چهارم- اين كه آن جناب برگزيده و منتخب از ريشه بزرگوارى و اساس جود مىباشد. و اين عبارت كنايه از شرافت خانوادگى آن بزرگوار است.
لفظ «كرم» كه در عبارت سيّد رضى به كار رفته است در معناى لغوى سخا و بخشندگى را مىرساند و به طور مجاز در اين عبارت براى مطلق شرافت به كار رفته است. منظور اين است كه خداوند سبحان پيامبر را از خانوادهاى كه محل شرف و كرم بودند برگزيد.
پنجم- آن كه پيامبر اكرم (ص) خلاصه و عصاره بزرگواران پيشين است.
اضافه سلاله به مجد در عبارت سيّد رضى (ره) به دو صورت قابل توضيح است:
الف- در عبارت مضاف حذف شده است و تقدير كلام چنين باشد: سلالة اهل المجد الاقدم.
ب- لفظ مجد براى نسب پيامبر (ص) استعاره آورده شده باشد. تصوّر معناى
[١] سوره احزاب (٣٣): آيه (٤٥): اى رسول گرامى ما تو را در حالى كه مژده دهنده و ترساننده و دعوت كننده به حق هستى به پيامبرى فرستاديم تا چراغ فروزانى فرا راه آنها باشى.