ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٣٠ - خطبه سيد رضى
او بود خداوند مكر اصحاب فيل را از مكّه بر طرف كرد و طير ابابيل را بر آنها فرستاد و آنها را با سنگ ريزههاى مخصوصى تير باران كرد.
به بركت همان نور خواب صادقى در شناخت موضع زمزم ديد. و آن بزرگوارى كسى است كه بر او نذر الهام شد، و بهمين دليل نذر كرد كه دهمين اولادش را در راه خدا قربانى كند و سپس اين قربانى به فديه بدل گشت. پيامبر بعدها به اين موضوع افتخار كرده و فرمود من فرزند دو ذبيح هستم (يعنى حضرت اسماعيل و پدرش عبد اللّه).
عبد المطلب فرزندانش را به ترك ظلم و سختگيرى امر كرد. و آنها را به كرامتهاى اخلاقى تشويق و از امور پست نهى مىكرد. نشانه بزرگوارى و برترى خردش اين است كه داورى و پايان دادن به نزاعها را به او واگذار كرده بودند.
براى او مسندى مىگسترانيدند و بر كعبه تكيه مىداد و ميان آنها داورى مىكرد.
جزئيات شواهد خردمندى او زياد است. از او اخبار و اشعار فراوانى نقل شده است كه بر اقرار او بر صانع حكيم و يگانه دانستن خدا و اعتراف به رستاخيز دلالت مىكند. هر كس كتب تاريخ را مطالعه كند در مىيابد كه او به معاد معتقد بوده است.
قوله: و على اهل بيته ... تا و مثاقيل الفضل الراجحة.
من (شارح) مىگويم: مردم در مقصود از اهل بيت در اين آيه شريفه:
وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ [١] اختلاف كردهاند. بيشتر علما گفتهاند مقصود از اهل بيت در اين آيه شريفه زنهاى پيامبر است. و برخى اين آيه را خاص زنهاى پيامبر دانستهاند با استدلال به سياق سخن پيش از كلمه اهل بيت و بعد از آن. ولى شيعه اتفاق نظر دارد بر اين كه منظور، على، فاطمه، حسن
[١] سوره احزاب (٣٣): آيه (٣٣): همانا خدا مىخواهد كه هر گونه پليدى را از شما خانواده نبوت ببرد.