ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠٢ - فرموده است فاستبدل بالجذل و تناسل الذرية
مىگردد. با توجّه به اين توضيح، دار بليّه و تناسل ذرّيه اشاره به دنياست. زيرا هر گاه انسان به دنيا توجّه كند و با تمام وجود بدان روى آورد از اعلا علّيين به اسفل السافلين هبوط كرده است و هميشه از بلايى به بلايى گرفتار مىشود. زيرا در هر لحظه مطلوب و محبوبى از دستش مىرود. آنچه را كه مىطلبد از دستش مىرود و آنچه را كه نمىخواهد به سراغش مىآيد. و اصولًا چه بدبختى و بلايى بزرگتر از بريدن از خدا و توجّه به دنياست اعراض از خدا موجب دورى از رحمت او و خارج شدن از بهشت است.
اگر اشكال شود كه امام (ع) عبارت: تناسل الذّريه را براى بيان اهانت به آدم آورده است. در حالى كه تناسل الذريّه از امور خيريّه و در رديف عنايت الهى قرار دارد، زيرا به وسيله آن نوع انسان بقا مىيابد و فيض استمرار پيدا مىكند.
در پاسخ مىگوييم: هر چند تناسل ذريّه خير است ولى هيچ تناسبى ميان اين خير و بودن در بهشت وجود ندارد. به اين دليل كه تناسل ذريّه نسبت به كمالى كه براى فرزندان آدم حاصل مىشود، خير اضافى و عرضى است و اگر اين نسبت حاصل شود نسبت اخس به اشرف است زيرا فرود آمدن آدم از بهشت و سقوط او از علوّ و محروم ماندن از افاضات عاليه حق و قرار گرفتن در مرتبهاى كه در آن حيوانات و حشرات شركت دارند خسران بزرگ و نقصى آشكار است.
معناى اين جمله امام (ع) كه فرمود: فاستبدل بالجذل و جلا و بالاغترار ندما روشن است زيرا كسى كه به عبادت خداوند سبحان رو آورد و از انوار كبريايى او كسب نورانيّت كند و از ما سواى او بكلّى روى گرداند، مسرور و شاد خواهد بود.
ولى هر گاه از آنچه كه موجب شادمانى و سرور است اعراض كند و به وسيله شيطانى كه او را به بديها دعوت مىكند و زشتيها را در نظرش مىآرايد، به امور پست و بىارزش توجه كند، پرده عصمت خدا از او برداشته مىشود و بديهاى او براى بندگان صالحى كه بدو بنگرند آشكار مىشود، آن گاه كه عنايت الهى او را