ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٢ - ٦ - تلاوت كننده بايد خود را از موانع فهم قرآن خالى گرداند
٢- مفسّر قرآن به ظاهر عربى قرآن مبادرت ورزد بدون آن كه از سماع و نقل و آنچه كه متعلّق به غرايب قرآن و معانى الفاظ مبهم و يا آنچه مربوط به اختصار، حذف، اضمار، تقديم، تأخير و مجاز است كمك بگيرد.
بنا بر اين كسى كه به ظاهر تفسير حكم كند به صرف فهم عربى به استنباط معنى بپردازد زياد اشتباه خواهد كرد و در زمره مفسّران به رأى قرار مىگيرد، مانند اقسام تفسير در باره اين آيه شريفه: وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ [١] اين كه به ظاهر عربى آيه نگاه كند چنين مىپندارد كه مقصود اين است كه ناقه صالح بينا بوده و كور نبوده است [مبصرة را صفت ناقه گرفتهاند] در حالى كه معنى آيه مبصرة يعنى نشانه روشنگر است [مبصرة صفت آيه است نه ناقه] و نيز پنداشتهاند كه ظلم در آيه منظور ظلم به غير است، در حالى كه منظور به ناقه است و آيه به صورت منقول منقلب است. مانند آيه شريفه وَ طُورِ سِينِينَ [٢] و همچنين در باقى اجزاى بلاغت تفسير به رأى صورت مىگيرد. بنا بر اين هر كس به ظاهر عربى قرآن، در تفسير، اكتفا كند بدون آن كه از نقل كمك بگيرد تفسير به رأى كرده است.
مقصود از نهى تفسير به رأى همين معناست نه فهم اسرار معانى و روشن است كه نقل اقوال براى فهم معنى كفايت نمىكند. براى استواران در علم، از اسرار قرآن به اندازه صفاى عقل و درجه استعداد و كوشش در تحقيق و در نظر گرفتن اسرار و پندها، كشف مىشود. و براى هر يك از اهل بينش به اندازه كوششان در ارتقاء به درجات معانى، درك و فهم حاصل مىشود با وجودى كه همگان در فهم و درك ظاهر قرآن مشتركند. براى توضيح بيشتر معناى فوق مىتوان فهم بعضى از اهل بينش را در مورد دعاى پيامبر (ص) در سجود مثال آورد: «از خشمت به
[١] سوره بنى اسرائيل (١٧): آيه (٥٩): و به ثمود آيت ناقه را كه همه مشاهده كردند بداديم.
[٢] چنانچه سينين به معناى سينا باشد به معناى سنگ ريزه است و در نتيجه بايد طور سينين، سينين طور باشد.