ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٩٧ - بحث ششم - در باره انگيزه به كار بردن كلام مجازى
عارض شود و اين در صورتى است كه معناى مجازى براى شعر يا سجع و ديگر زيباييهاى سخن شايستهتر از معناى حقيقى باشد.
رو آوردن از معناى حقيقى به معناى مجازى به دليل رسايى معنى، داراى چند ويژگى است:
١- گاهى مقصود از مجاز عظمت بخشيدن به معنى است كه اين منظور از معناى حقيقى حاصل نمىشود چنان كه گفتهاند: سلام على المجلس السامى، «سلام بر مجلس با نام و آوازه» كه منظور اهل مجلس است.
٢- گاهى به منظور تحقير مجاز به كار مىرود چنان كه از روى مجاز غايط را به قضاى حاجت تعبير مىكنند.
٣- منظور طولانى كردن بيان است براى عظمت بخشيدن به شخص، مانند اين كه مىگويى: رأيت اسدا: شيرى را ديدم و منظور انسان شجاع باشد. اين جمله از نظر بيان از جمله: رأيت انسانا يشبه الاسد فى الشجاعه، رساتر است.
٤- گاهى مجاز به منظور زيبايى خود سخن است. اين نوع مجاز براى تأكيد يا تلطيف سخن به كار مىرود. امام فخر در اين باره چنين گفته است:
«هر گاه انسان بر سخنى آگاهى پيدا كند اگر بر تمام مقصود سخن آگاه شود در اين صورت براى انسان شوقى براى فهميدن چيز ديگرى باقى نمىماند و اين تحصيل حاصل است و تحصيل حاصل محال است و اگر از مقصود سخن هيچ چيز در نيابد بازهم براى انسان شوقى در باره سخن حاصل نمىشود. امّا اگر بر بعضى از معانى كلام آگاه شود آن مقدار از معنى كه معلوم باشد انسان را تشويق مىكند براى فهميدن مقدار نامعلوم و از دانستن مقدار معلوم لذّت مىبرد و از ندانستن مقدار نامعلوم رنجشى پيش مىآيد. و همين پى در پى آمدن دردها و لذّتها شادى بخش است و هر گاه لذّت در پى الم حاصل شود، درك لذّت قوىتر و نفس آن را كاملتر در مىيابد». اكنون كه اين توضيح روشن شد مىگوييم: هر گاه به