ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤٤ - بحث اول - فايده عطف
چون دليل وجوب تقديم بعضى از كلمات دانسته شد، علّت تأخير بعضى از كلمات نيز روشن گرديد.
فصل چهارم فصل و وصل:
نتيجه دانستن وصل و فصل شناختن مواضع حروف عطف و استيناف و توجّه به كيفيّت وقوع حروف عطف در جايگاه مناسبشان است و اين بحث در نزد علماى بلاغت پر ارزش است و به اين دليل بعضى از آنها اين بحث را تعريف بلاغت دانسته و گفتهاند هر گاه از بلاغت سؤال شود پاسخ دهيد كه بلاغت معرفت فصل و وصل است، به دليل ظرافت و پيچيدگى كه در رساندن معناى مقصود دارد. و مقصود از بلاغت جز رساندن معانى ظريف و دقيق نيست. تحقيق در اين باره را در دو بحث مىآوريم:
بحث اوّل- فايده عطف.
فايده عطف، بيان شركت در حكم ميان معطوف و معطوف عليه است. ادوات عطف به چند دسته تقسيم مىشوند. برخى از حروف عطف جز بيان شركت در حكم ميان دو كلمه معناى ديگرى را افاده نمىكنند مانند واو عطف، و بعضى علاوه بر بيان شركت در حكم، معناى اضافهاى را در بر دارد، مانند فا و ثمّ كه اين دو دلالت بر تعقيب زمانى معطوف نسبت به معطوف عليه دارد، اگر چه ثمّ مخصوص تراخى (يعنى فاصله زمانى) است. و مانند حرف عطف او كه بر ترديد دلالت مىكند. اينك ما از مطلق اشتراك بحث مىكنيم:
عطف يا در مفردات است و اقتضاى آن اشتراك در اعراب است، يا در جملات، در صورتى كه در جملات باشد يا جمله در حكم مفرد است مانند:
مررت برجل خلقه حسن و خلقه قبيح، «بر مردى گذشتم كه خوش صورت و بد سيرت بود»، كه در اين صورت شركت در اعراب نيز حاصل است، زيرا دو جمله صفتند براى يك جمله نكره. و اگر جمله در حكم مفرد نباشد يا به اين