ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٩ - بحث اول - در مورد اخبار غيبى است كه از آن حضرت رسيده
إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ [١] از مرد و زن، زشت و زيبا، شقاوتمند و سعادتمند، آن كه در هيمه جهنم يا در بهشت همنشين انبياست. اين است دانش غيبى كه هيچ كس جز خدا آن را نمىداند.
غير از امور ياد شده فوق بقيّه دانشى است كه خداوند به پيامبرش آموخته، و پيامبر مرا تعليم داده و برايم دعا كرده است كه اين دانش را سينه من حفظ كند و سراسر وجودم آن را دريابد اين سخن حضرت بروشنى دلالت مىكند كه علوم را از پيامبر آموخته است.
در پاسخ اين اشكال مىگوييم كه ادّعاى ما اين نيست كه آن حضرت داناى به غيب است بلكه ادّعاى ما اين است كه نفس قدسى آن حضرت را استعدادى بوده است كه امور غيبى از افاضه جود خداوند متعال بر آن نقش مىبسته است. ميان علم غيبى كه جز خدا نمىداند و علمى كه ما در باره آن حضرت ادّعا مىكنيم فرق است. زيرا منظور از علم غيب علمى است كه از طريق اسباب حاصل نشده باشد و اين جز در باره حق متعال در باره كسى صدق نمىكند. زيرا هر عالمى غير از خداوند متعال علمش را به وسيله اسباب دريافت داشته است و سبب اصلى جود خداوندى است كه يا با واسطه است يا بىواسطه.
بنا بر اين هر چند اطلاع بر امر غيبى است ولى علم غيب گفته نمىشود و براى اطلاع بر امر غيب همه مردم اهليّت ندارند بلكه نفوسى كه به عنايت الهى مخصوص گرديدهاند اهليّت دارند. چنان كه خداوند متعال فرموده است: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ [٢].
[١] سوره لقمان (٣١): آيه (٣٤): علم ساعت (قيامت) نزد خداست و او باران را فرو بارد و آنچه كه در رحمهاست مىداند.
[٢] سوره جن (٧٢): آيه (٢٦): او داناى غيب است و هيچ كس را بر غيب مطلع نساخته است مگر پيامبرى را كه صلاح بداند.