ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٦٧ - بحث چهارم - در اقسام خطابه بر حسب اهداف آن
ميزان نيازمندى هر يك از افراد نسبت به يكديگر آگاه باشد. دانشمندان و ثروتمندان را بشناسد و آن كه بايد از دانش يا مالش در نظم امور استفاده شود مورد توجّه قرار دهد.
پنجم- طرف مشورت در سنن اجتماعى كه از مهمترين امور اجتماعى است به برترين قدرت خطابه نيازمند است. بر عالم اجتماعى لازم است كه تعداد انواع مشتركات اجتماعى و آنچه كه از روابط آنها حاصل مىشود بداند و آگاه بر مشتركاتى باشد كه بر حسب عادت ايجاد شده است و لوازم حفظ اشتراك يا علل نابودى آن را بداند.
فساد اجتماعى كه امور آن تدبير نشده يكى از دو شكل زير است:
١- سختگيرى امرا و وادار كردن مردم بر امور از طريق اعمال زور، ٢- سهل انگارى امرا در امور جامعه، بنا بر اين طرف مشورت بايد به اقسام سياستها و پىآمدهاى آن آگاه باشد و هر نوع سياستى را در جاى خود به كار برد. به اين تربيت قهر و غلبه را در جاى مدارا به كار نگيرد و مراعات حال مردم را بكند. بدون رعايت اين اصول قانون منظمى به دست نمىآيد.
از آنچه گفتيم مواردى كه مقدمات مشورت در امور مهم از آن به دست مىآيد روشن شد. از چيزهايى كه وضع سنّتهاى اجتماعى و شاخههاى آن را براى ما بيان مىكند دقّت در تاريخ گذشتگان و احوال آنهاست.
امورى كه به حسب احوال هر شخصى در مشورت سودمند است هر چند داراى ضابطه معيّنى نيست ولى تمام آنها در مصلحت حال افراد به طور حقيقى يا ظنّى مشتركند. منظور از مصلحت حال افراد كارهاى ممكن است كه مىتوانند انجام دهند مانند كسب فضيلت، گذراندن عمر به گونهاى كه در دلها محبوب و در نزد مردم بسيار محترم باشد. و آسايش و خوشى زندگى و دوام گشادگى در