ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٦٠ - بحث سوم - پايههاى خطابه
در توجّه اوّلى ذهن، و پيش از درك واقعى آن، به درستى آن حكم مىشود، ولى پس از امعان نظر كذب و زشتى آن آشكار شده و زيبايى آن از ميان مىرود، مانند اين سخن: برادرت را يارى كن چه ظالم باشد چه مظلوم، پسنديده ظاهرى در مفهوم از پسنديده حقيقى عمومىتر است، زيرا مىتوان گفت هر پسنديده حقيقى پسنديده ظاهرى نيز هست ولى عكس آن درست نيست. استعمال خطابه براى پسنديده حقيقى نه از آن جهت است كه حقيقى است بلكه از آن جهت است كه ظهور در پسنديدگى دارد.
ج- مبادى خطابه در نزد گروه يا شخصى پسنديده است و خطيب از اين پسنديدگى در سخن گفتن با آنها سود مىجويد. پسنديدگى مبادى خطابه در نزد گروه يا اشخاص هر چند در خطابه مفيد است امّا به سبب نامحدود و نامنظّم بودنشان در خطابه نقش معيّنى ندارند، زيرا هر شخصى آنچه را مورد علاقهاش باشد مىپسندد. و عقايد بر حسب خواستههاى گوناگون مختلف مىشوند.
٢- قضاياى مقبوله:
در اين قضايا ممكن است مقبوليّت از جانب گروه يا شخص يا پيامبر يا امامى باشد، مانند اديان و سنّتهاى الهى و يا از جانب حكيمى باشد، مانند طبّ جالينوس و بقراط و يا مقبول از ناحيه شاعر باشد، مانند ابياتى كه براى شاهد مثال استفاده مىشود و بىآن كه به گوينده نسبت داده شود مورد قبول واقع مىشود، مانند ضرب المثلها.
٣- قضاياى مظنونه:
احكامى هستند كه انسان در مورد آنها از ظنّ استفاده مىكند بدون آن كه عقل در مورد آنها يقين داشته باشد، مانند: «زيد آشكارا از دشمن حمايت مىكند پس دشمن است»، معناى مقابل اين مثل نيز از مظنونات است مانند:
«زيد آشكارا از دشمن حمايت مىكند تا فريبش دهد پس دوست است».